هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر درد و رنج شاعر از بیدادگریهای روزگار و جداییهای پی در پی است. شاعر از عشق، رنجهای زندگی، و بیوفایی دنیا سخن میگوید و احساس میکند که هر لحظه با درد جدیدی مواجه میشود. او همچنین به ناپایداری زندگی و دشواری قطع امید از آن اشاره میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار خواهد بود. همچنین، مضامین غمانگیز و ناامیدی موجود در شعر ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
غزل ۱۱ - می رسد هر دم مرا از چرخ آزاری جدا
می رسد هر دم مرا از چرخ آزاری جدا
می خلد در دیده ی من هر نفس خاری جدا ۱
از متاع عاریت بر خود دکانی چیده ام
وام خود خواهد ز من هر دم طلبکاری جدا ۲
چون گنهکاری که هر ساعت ازو عضوی برند
چرخ سنگین دل ز من هر دم کند یاری جدا ۳
نیست ممکن جان پر افسوس من خالی شود
گر شود هر موی من آه شرر باری جدا ۴
تا شدم بی عشق، می لرزم به جان خویشتن
هیچ بیماری نگردد از پرستاری جدا ۵
دست من چون خار دیوارست از گل بی نصیب
ور نه دارد دامن گل هر سر خاری جدا ۶
نه همین خورشید سرگرم است از سودای او
عشق دارد در دل هر ذره بازاری جدا ۷
حسن سرکش، کافر از جوش هواداران شود
دارد از هر طوق قمری سرو زناری جدا ۸
قطع امید از حیات تلخ بر من مشکل است
وای بر آن کس که گردد از شکرزاری جدا ۹
تکیه بر پیوند جان و تن مکن صائب که چرخ
این چنین پیوندها کرده است بسیاری جدا ۱۰
می خلد در دیده ی من هر نفس خاری جدا ۱
از متاع عاریت بر خود دکانی چیده ام
وام خود خواهد ز من هر دم طلبکاری جدا ۲
چون گنهکاری که هر ساعت ازو عضوی برند
چرخ سنگین دل ز من هر دم کند یاری جدا ۳
نیست ممکن جان پر افسوس من خالی شود
گر شود هر موی من آه شرر باری جدا ۴
تا شدم بی عشق، می لرزم به جان خویشتن
هیچ بیماری نگردد از پرستاری جدا ۵
دست من چون خار دیوارست از گل بی نصیب
ور نه دارد دامن گل هر سر خاری جدا ۶
نه همین خورشید سرگرم است از سودای او
عشق دارد در دل هر ذره بازاری جدا ۷
حسن سرکش، کافر از جوش هواداران شود
دارد از هر طوق قمری سرو زناری جدا ۸
قطع امید از حیات تلخ بر من مشکل است
وای بر آن کس که گردد از شکرزاری جدا ۹
تکیه بر پیوند جان و تن مکن صائب که چرخ
این چنین پیوندها کرده است بسیاری جدا ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۵۳۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰ - گر چه جان ما به ظاهر هست از جانان جدا
گوهر بعدی:غزل ۱۲ - نیست از زخم زبان پروا دل بی تاب را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.