هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی به موضوعاتی مانند خاموشی، عرفان، رهایی از تعلقات دنیوی، و هوشیاری معنوی میپردازد. شاعر با استفاده از استعارههای زیبا، از اهمیت سکوت، ذکر خدا، و دوری از غفلت سخن میگوید. همچنین، تأکید بر رهایی از وابستگیهای مادی و رسیدن به آرامش درونی از مضامین اصلی شعر است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. این شعر更适合 افرادی که با ادبیات عرفانی آشنایی دارند یا به دنبال معانی عمیقتر هستند.
غزل ۳۰ - جنت در بسته سازد مهر خاموشی ترا
جنت در بسته سازد مهر خاموشی ترا
چهره زرین می کند چون به، نمدپوشی ترا ۱
حلقه ی ذکر خدا گردد لب خاموش تو
گر شود توفیق از مردم فراموشی ترا ۲
خانه داری، در گذار سیل لنگر کردن است
می شود حصن سلامت، خانه بر دوشی ترا ۳
هوشمندی می برد بیرون ترا از آب و گل
می نماید صورت دیوار، بیهوشی ترا ۴
گوش اگر داری درین بستانسرا هر غنچه ای
می کند با صد زبان تلقین خاموشی ترا ۵
غافلی چون رشته کز سیمین بران روزگار
رنج باریک است حاصل از هم آغوشی ترا ۶
خنده چون مینای می کم کن که چون خالی شدی
می گذارد چرخ بر طاق فراموشی ترا ۷
آنچنان کز خار آتش را فزاید سرکشی
بیش شد رعنایی نفس از خشن پوشی ترا ۸
هوشیاری زنگ غفلت می برد صائب ز دل
دل سیه چون لاله می گردد ز می نوشی ترا ۹
چهره زرین می کند چون به، نمدپوشی ترا ۱
حلقه ی ذکر خدا گردد لب خاموش تو
گر شود توفیق از مردم فراموشی ترا ۲
خانه داری، در گذار سیل لنگر کردن است
می شود حصن سلامت، خانه بر دوشی ترا ۳
هوشمندی می برد بیرون ترا از آب و گل
می نماید صورت دیوار، بیهوشی ترا ۴
گوش اگر داری درین بستانسرا هر غنچه ای
می کند با صد زبان تلقین خاموشی ترا ۵
غافلی چون رشته کز سیمین بران روزگار
رنج باریک است حاصل از هم آغوشی ترا ۶
خنده چون مینای می کم کن که چون خالی شدی
می گذارد چرخ بر طاق فراموشی ترا ۷
آنچنان کز خار آتش را فزاید سرکشی
بیش شد رعنایی نفس از خشن پوشی ترا ۸
هوشیاری زنگ غفلت می برد صائب ز دل
دل سیه چون لاله می گردد ز می نوشی ترا ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۵۱۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹ - خواب ناز از حسن روزافزون نشد سنگین ترا
گوهر بعدی:غزل ۳۱ - نیست ممکن رام کردن چشم جادوی ترا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.