هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و فلسفی است که از مفاهیمی مانند امید، عافیت، معنا، و تنهایی سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعاری، احساسات عمیق خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق و استعاری است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و اشارات فلسفی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۵۲ - از عذار او بپوشان دیده امید را
از عذار او بپوشان دیده امید را
تکمه از شبنم مکن پیراهن خورشید را ۱
در بهشت عافیت افتادم از بی حاصلی
شد حصاری بی بری از سنگ طفلان بید را ۲
نور معنی می درخشد از جبین لفظ من
بال خفاشی چه ستاری کند خورشید را ۳
جام را بهر تنک ظرفان به دور انداخته است
هیچ حقی نیست بر دریاکشان جمشید را ۴
چون دل شب می زنم صائب بر آهنگ فغان
می کشانم بر زمین از آسمان ناهید را ۵
تکمه از شبنم مکن پیراهن خورشید را ۱
در بهشت عافیت افتادم از بی حاصلی
شد حصاری بی بری از سنگ طفلان بید را ۲
نور معنی می درخشد از جبین لفظ من
بال خفاشی چه ستاری کند خورشید را ۳
جام را بهر تنک ظرفان به دور انداخته است
هیچ حقی نیست بر دریاکشان جمشید را ۴
چون دل شب می زنم صائب بر آهنگ فغان
می کشانم بر زمین از آسمان ناهید را ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۱ - نیست حاجت دیده بان حسن عتاب آلود را
گوهر بعدی:غزل ۵۳ - ناله من می زند ناخن به دل ناهید را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.