هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غنایی، بیانگر درد و رنج عشق نافرجام و نادیده گرفته شده است. شاعر از عشق به معشوقی که به او بیاعتنایی کرده مینالد و از جفاها و ناکامیهای خود سخن میگوید. او با استفاده از تصاویر شعری مانند زلف معشوق، شبنم، غنچه، و یوسف، احساسات خود را به زیبایی بیان میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه پیچیده، درد و رنج عشق، و استفاده از استعارههای شعری است که درک آنها به بلوغ عاطفی و فکری نیاز دارد. همچنین، برخی از ابیات ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
غزل ۸۹ - ساختم از قتل نادم دلربای خویش را
ساختم از قتل نادم دلربای خویش را
عاقبت زان لب گرفتم خونبهای خویش را ۱
فکر دلهای پریشان کی پریشانش کند؟
آن که در پا افکند زلف دوتای خویش را ۲
شبنم بیگانه ای این غنچه را در کار نیست
تر مکن از باده لعل جانفزای خویش را ۳
آه و دودش سنبل و ریحان جنت می شود
در دل هر کس که سازی گرم جای خویش را ۴
از خزان هرگز نگردد نوبهارش روی زرد
گر خمیر از اشک من سازی حنای خویش را ۵
گر به این سامان خوبی روی در مصر آوری
ماه کنعان رو نما سازد بهای خویش را ۶
گل نخواهی زد، چه جای سنگ، بر دیوانگان
گر بدانی لذت جور و جفای خویش را ۷
یوسف سیمین بدن را تاب این زنجیر نیست
باز کن ای سنگدل بند قبای خویش را ۸
بعد ازین آیینه را بر طاق نسیان می نهی
گر ببینی در دل پاکم صفای خویش را ۹
گر چه می دانم شکایت را در او تأثیر نیست
می کنم خالی دل درد آشنای خویش را ۱۰
ناله ام تا بود کم، صائب اثر بسیار داشت
بی اثر کردم ز بسیاری، نوای خویش را ۱۱
عاقبت زان لب گرفتم خونبهای خویش را ۱
فکر دلهای پریشان کی پریشانش کند؟
آن که در پا افکند زلف دوتای خویش را ۲
شبنم بیگانه ای این غنچه را در کار نیست
تر مکن از باده لعل جانفزای خویش را ۳
آه و دودش سنبل و ریحان جنت می شود
در دل هر کس که سازی گرم جای خویش را ۴
از خزان هرگز نگردد نوبهارش روی زرد
گر خمیر از اشک من سازی حنای خویش را ۵
گر به این سامان خوبی روی در مصر آوری
ماه کنعان رو نما سازد بهای خویش را ۶
گل نخواهی زد، چه جای سنگ، بر دیوانگان
گر بدانی لذت جور و جفای خویش را ۷
یوسف سیمین بدن را تاب این زنجیر نیست
باز کن ای سنگدل بند قبای خویش را ۸
بعد ازین آیینه را بر طاق نسیان می نهی
گر ببینی در دل پاکم صفای خویش را ۹
گر چه می دانم شکایت را در او تأثیر نیست
می کنم خالی دل درد آشنای خویش را ۱۰
ناله ام تا بود کم، صائب اثر بسیار داشت
بی اثر کردم ز بسیاری، نوای خویش را ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۳۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۸ - حسن چون آرد به جنگ دل سپاه خویش را
گوهر بعدی:غزل ۹۰ - روح پاک من کند پاکیزه گوهر تیغ را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.