هوش مصنوعی: این شعر از اقبال لاهوری به موضوعاتی مانند عشق، جاه‌طلبی، فقر معنوی، و ارزش‌های انسانی می‌پردازد. شاعر با استفاده از استعاره‌های زیبا مانند سیمرغ و مگس، نعمت‌های دنیوی را در مقابل ارزش‌های معنوی قرار می‌دهد و تأکید می‌کند که تسخیر دلها از قدرت مادی مهم‌تر است. همچنین، به دشواری‌های عشق و رهایی از تعلقات دنیوی اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و اشارات نیاز به دانش ادبی و تجربه زندگی دارند تا به‌طور کامل درک شوند.

غزل ۱۱۰ - بی کسی کی خوار سازد زاده اقبال را؟

بی کسی کی خوار سازد زاده اقبال را؟
شهپر سیمرغ می گردد مگس ران زال را ۱

با تهی چشمان چه سازد نعمت روی زمین؟
سیری از خرمن نباشد دیده غربال را ۲

می توانی در دو عالم نوبت شاهی زدن
صرف در تسخیر دلها گر کنی اقبال را ۳

گفتگوی خامشان را ترجمان در کار نیست
لال می فهمد به آسانی زبان لال را ۴

پیچ و تاب عشق را از دل زدودن مشکل است
کی به افشاندن توان بی نقش کردن بال را ۵

می توان ز افتادگی بردن به ساق عرش راه
دولت پابوس روزی می شود خلخال را ۶

مار از نزدیکی گنج اژدهایی می شود
از برای جاه می جویند مردم مال را ۷

ساده لوحانی که محو حسن بی رنگی شدند
ابجد مشق جنون دانند خط و خال را ۸

ساغر ناکامی از خود آب برمی آورد
تشنگی سیراب می سازد گل تبخال را ۹

می شود ناطق کمربند از میان نازکت
ساق سیمین تو خامش می کند خلخال را ۱۰

رنج باریک تو صائب از دل پرآرزوست
دور کن این عنکبوت رشته آمال را ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۵۰۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۰۹ - جذبه مجنون سبک سازد ز تمکین سنگ را
گوهر بعدی:غزل ۱۱۱ - دامن دریای خونخوارست بالین سیل را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.