هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی، شاعر سبک هندی، بیانگر احساسات عمیق و متناقض شاعر است. او با وجود ظاهر پاییزی (پیر)، بهاری درون و جوهرهای پنهان در خود میبیند. شاعر از آرزوهای سوزان، عشق ناکام، و تلخیهای زندگی میگوید، اما در عین حال به ارزش درونی خود واقف است. تصاویر شعری مانند آتش بیدود، آیینهی پنهان زیر زره، و خورشید در زنگار، نشاندهندهی تضاد بین ظاهر و باطن است. شعر با نگاهی فلسفی به زندگی و عشق، با زبانی نمادین و پر از ایهام سروده شده است.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است و درک آن نیاز به شناخت ادبیات کلاسیک و بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از تصاویر و نمادها ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۱۴۹ - گر چه سیمای خزان دارد رخ چون زر مرا
گر چه سیمای خزان دارد رخ چون زر مرا
در سواد دل بهاری هست چون عنبر مرا ۱
آرزویی هر زمان در دل بر آتش می نهم
آتش بی دود، باشد عیب چون مجمر مرا ۲
جوهر آیینه من چون زره زیر قباست
در صفای سینه پوشیده است بس جوهر مرا ۳
نعمتی چون سیر چشمی نیست بر خوان وجود
بی نیاز از بحر دارد آب این گوهر مرا ۴
چهره خورشید پنهان است در زنگار من
می زند صیقل به چشم بسته روشنگر مرا ۵
گر چه چون شبنم درین گلشن غریب افتاده ام
باغبان از دامن گل می کند بستر مرا ۶
بس که دیدم سرد مهری از نسیم نوبهار
باده خون مرده شد چون لاله در ساغر مرا ۷
سنگ خارا را شرار من گریبان پاره کرد
ساده لوح آن کس که می پوشد به خاکستر مرا ۸
می شود از غفلت سرشار من رگ های خواب
سوزن الماس اگر ریزند در بستر مرا ۹
خرده بینی نیست صائب، ور نه چون خال بتان
یک جهان معنی است در هر نقطه ای مضمر مرا ۱۰
در سواد دل بهاری هست چون عنبر مرا ۱
آرزویی هر زمان در دل بر آتش می نهم
آتش بی دود، باشد عیب چون مجمر مرا ۲
جوهر آیینه من چون زره زیر قباست
در صفای سینه پوشیده است بس جوهر مرا ۳
نعمتی چون سیر چشمی نیست بر خوان وجود
بی نیاز از بحر دارد آب این گوهر مرا ۴
چهره خورشید پنهان است در زنگار من
می زند صیقل به چشم بسته روشنگر مرا ۵
گر چه چون شبنم درین گلشن غریب افتاده ام
باغبان از دامن گل می کند بستر مرا ۶
بس که دیدم سرد مهری از نسیم نوبهار
باده خون مرده شد چون لاله در ساغر مرا ۷
سنگ خارا را شرار من گریبان پاره کرد
ساده لوح آن کس که می پوشد به خاکستر مرا ۸
می شود از غفلت سرشار من رگ های خواب
سوزن الماس اگر ریزند در بستر مرا ۹
خرده بینی نیست صائب، ور نه چون خال بتان
یک جهان معنی است در هر نقطه ای مضمر مرا ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۸ - نیست تاب درد غربت جان افگار مرا
گوهر بعدی:غزل ۱۵۰ - شد یکی صد شورش عشق از نصیحتگر مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.