هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره زندگی، رنج‌ها، امیدها و دیوانگی‌هایش است. او از کشت نابسامان، اشک پشیمانی، رگ جان نازک، مزرع امید، و دیوانگی به عنوان نمادهایی برای توصیف حالات درونی خود استفاده می‌کند. شاعر همچنین به مفاهیمی مانند حشر، دل آزاده، و مهمان‌نوازی اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و واژگان ادبی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۱۶۵ - برگ کاهی نیست کشت نابسامان مرا

برگ کاهی نیست کشت نابسامان مرا
خوشه از اشک پشیمانی است دهقان مرا ۱

هست از روز ازل با پیچ و تاب آمیزشی
چون میان نازک خوبان، رگ جان مرا ۲

مزرع امید من از سیر چشمی تازه روست
شبنمی سیراب دارد باغ و بستان مرا ۳

دیده آیینه از نقش پریشان سیر شد
نیست سیری از تماشا چشم حیران مرا ۴

فکر شورانگیز من دیوانگی می آورد
هست زنجیر جنون شیرازه دیوان مرا ۵

بر دل آزاده من فکر مهمان بار نیست
از دل خود روزی آماده است مهمان مرا ۶

نامه ناشسته نتوان یافت در دیوان حشر
گر بیفشارند روز حشر دامان مرا ۷

نیست بی داغ جنون صائب دل غم دیده ام
هیچ کس بی گل ندارد یاد، بستان مرا ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۶۴ - چشم بر خورشید تابان نیست ویران مرا
گوهر بعدی:غزل ۱۶۶ - پیش تیغ و تیر ناچارست استادن مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.