هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و پراحساس است که در آن شاعر از عشق و اشتیاق خود به معشوق سخن میگوید. او با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای غنی، احساسات خود را بیان میکند و از درد فراق و آرزوی وصال میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از تصاویر و مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
غزل ۳۷۹ - چه خوش باشد در آغوش آورم سرو روانش را
چه خوش باشد در آغوش آورم سرو روانش را
کنم شیرازه اوراق دل، موی میانش را ۱
کیم من تا وصال گل به گرد خاطرم گردد؟
مرا این بس که گرد سر بگردم باغبانش را ۲
کنار حسرتی از طوق قمری تنگتر دارم
نمی دانم که چون در بر کشم سرو روانش را؟ ۳
اگر بر آسمان ناز رفته است آن هلال ابرو
به زور چرب نرمی می کشم آخر کمانش را ۴
که حد دارد نظر بازی کند با چین ابرویش؟
دهانم تلخ شد تا چاشنی کردم کمانش را ۵
در آن وادی که مغزم سرمه چشم غزالان شد
ز دست موج، روغن می چکد ریگ روانش را ۶
اگر خصم قوی بنیاد، کوه بیستون گردد
ز برق تیشه جوی شیر سازم استخوانش را ۷
چسان معلوم گردد رتبه حسن سخن صائب؟
که دارد در میان گرد کسادی کاروانش را ۸
کنم شیرازه اوراق دل، موی میانش را ۱
کیم من تا وصال گل به گرد خاطرم گردد؟
مرا این بس که گرد سر بگردم باغبانش را ۲
کنار حسرتی از طوق قمری تنگتر دارم
نمی دانم که چون در بر کشم سرو روانش را؟ ۳
اگر بر آسمان ناز رفته است آن هلال ابرو
به زور چرب نرمی می کشم آخر کمانش را ۴
که حد دارد نظر بازی کند با چین ابرویش؟
دهانم تلخ شد تا چاشنی کردم کمانش را ۵
در آن وادی که مغزم سرمه چشم غزالان شد
ز دست موج، روغن می چکد ریگ روانش را ۶
اگر خصم قوی بنیاد، کوه بیستون گردد
ز برق تیشه جوی شیر سازم استخوانش را ۷
چسان معلوم گردد رتبه حسن سخن صائب؟
که دارد در میان گرد کسادی کاروانش را ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۴۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۷۸ - ز دست یکدگر شکرلبان گیرند سنگش را
گوهر بعدی:غزل ۳۸۰ - به زلف عنبرین روبند خوبان جلوه گاهش را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.