هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌های پیچیده، به توصیف عشق و دل‌باختگی می‌پردازد. شاعر از عناصری مانند زلف، چرخ، گل، خورشید، و شمشیر برای بیان احساسات خود استفاده کرده است. همچنین، مفاهیمی مانند دیوانگی، امید، و عشق جهانگیر در شعر دیده می‌شود.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و تصاویر به کار رفته ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۵۰۹ - شانه گر باز کند زلف گرهگیرش را

شانه گر باز کند زلف گرهگیرش را
نی به ناخن شکند پنجه تدبیرش را ۱

هر که دیوانه آن زلف چو زنجیر شود
چرخ در گوش کشد حلقه زنجیرش را ۲

گل خورشید ز هر ذره به دامن چیند
هر که آرد به نظر حسن جهانگیرش را ۳

در دو عالم شود انگشت نما چون مه نو
لب زخمی که ببوسد لب شمشیرش را ۴

چون هدف، گردن امید برافراخته ام
تا چو مژگان به نظر جای دهم تیرش را ۵

از شکر خنده آن طفل دل عالم سوخت
دایه آمیخت همانا به شکر شیرش را ۶

چه دهی پشت به دیوار درین خانه که هست
هر نفس صورتی آیینه تصویرش را ۷

سنگ کم می شمرد لعل و گهر را صائب
به چه از راه برم چشم و دل سیرش را؟ ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۰۸ - تا به حدی است لطافت رخ پرتابش را
گوهر بعدی:غزل ۵۱۰ - سخن آن است که از جای درآرد دل را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.