هوش مصنوعی: شاعر در این متن از احساس تنهایی، بی‌نیازی از پیوند با دیگران، و رضایت از وضعیت خود سخن می‌گوید. او جهان را ترکیبی از تلخی و شیرینی می‌بیند و از هنر و پاکی به عنوان ارزش‌های والا یاد می‌کند. همچنین، به ناامیدی از آزادی و عاقبت اهل هنر اشاره دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از ابیات مانند «خونی وقت، بود خونی فرزند مرا» ممکن است برای مخاطبان جوان تر سنگین یا نامفهوم باشد.

غزل ۵۳۱ - می کند وقت خوش از عمر برومند مرا

می کند وقت خوش از عمر برومند مرا
خونی وقت، بود خونی فرزند مرا ۱

نخل تنهایی من میوه فراوان دارد
نیست چون بی ثمران حاجت پیوند مرا ۲

بحر و کان در نظرم چشم ترست و لب خشک
رفته تا پای به گنج از دل خرسند مرا ۳

تلخ و شیرین جهان در نظرم یکسان است
زهرچشم است گوارا چو شکرخند مرا ۴

صد بیابان ز غزالان رم من در پیش است
همچو مجنون نتوان کرد نظربند مرا ۵

نفس سرد، پر و بال شود آتش را
هست محتاج به بند آن که دهد پند مرا ۶

دانه سوخته جز آه ندارد ثمری
نکند ابر گهربار برومند مرا ۷

شادم از بی بری خویش درین باغ چو سرو
که به خاطر گرهی نیست ز پیوند مرا ۸

نیست جز پاکی دامن گنهم چون مه مصر
کو عزیزی که برون آورد از بند مرا؟ ۹

دیده ام عاقبت اهل هنر را صائب
نتوان کرد به تعلیم هنرمند مرا ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۳۰ - عزلت از عالم دلگیر برآورد مرا
گوهر بعدی:غزل ۵۳۲ - تا دل از روی تو شد مطلع انوار مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.