هوش مصنوعی:
این متن به موضوعاتی مانند عشق، حیرت، زمان، شفاعت، و وفاداری میپردازد. شاعر از تفاوتهای ظاهری که در نهایت بیاهمیت هستند، اهمیت زمان در انجام کارها، و ارزش شفاعت و احسان سخن میگوید. همچنین به وفاداری و یادآوری دوستان در زمان موفقیت اشاره دارد.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۵۴۱ - وصل و هجرست یکی چشم و دل حیران را
وصل و هجرست یکی چشم و دل حیران را
که زر و سنگ تفاوت نکند میزان را ۱
کار موقوف به وقت است که چون وقت رسید
خوابی از بند رهانید مه کنعان را ۲
اشک اگر پای شفاعت نگذارد به میان
که جدا می کند از هم دو صف مژگان را؟ ۳
به که ارباب شفاعت به سر خویش زنند
نکهت منت اگر هست گل احسان را ۴
گر شود دولت بیدار مساعد روزی
صائب آن نیست فراموش کند یاران را ۵
که زر و سنگ تفاوت نکند میزان را ۱
کار موقوف به وقت است که چون وقت رسید
خوابی از بند رهانید مه کنعان را ۲
اشک اگر پای شفاعت نگذارد به میان
که جدا می کند از هم دو صف مژگان را؟ ۳
به که ارباب شفاعت به سر خویش زنند
نکهت منت اگر هست گل احسان را ۴
گر شود دولت بیدار مساعد روزی
صائب آن نیست فراموش کند یاران را ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۳۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۴۰ - می پرد چشم به خال لب جانانه مرا
گوهر بعدی:غزل ۵۴۲ - تازه دارد دل من خار و خس مژگان را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.