هوش مصنوعی:
شاعر با زبانی عاشقانه و پراحساس از معشوق خود میخواهد که از دوری او رنج میبرد و با استفاده از تصاویر زیبا مانند گل، صبح، شمع و ... از معشوق میخواهد که به او نزدیک شود و رنج دوری را پایان دهد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۶۹۹ - یک بار بی خبر به شبستان من درآ
یک بار بی خبر به شبستان من درآ
چون بوی گل، نهفته به این انجمن درآ ۱
از دوریت چو شام غریبان گرفته ایم
از در گشاده روی چو صبح وطن درآ ۲
تا چند در لباس توان کرد عرض حال؟
یک ره به خلوتم به ته پیرهن درآ ۳
مانند شمع، جامه فانوس شرم را
بیرون در گذار و به این انجمن درآ ۴
خونین دلان ز شوق لقای تو سوختند
خندان تر از سهیل به خاک یمن درآ ۵
دست و دلم ز دیدنت از کار رفته است
بند قبا گشوده به آغوش من درآ ۶
آیینه را ز صحبت طوطی گزیر نیست
ای سنگدل به صائب شیرین سخن درآ ۷
چون بوی گل، نهفته به این انجمن درآ ۱
از دوریت چو شام غریبان گرفته ایم
از در گشاده روی چو صبح وطن درآ ۲
تا چند در لباس توان کرد عرض حال؟
یک ره به خلوتم به ته پیرهن درآ ۳
مانند شمع، جامه فانوس شرم را
بیرون در گذار و به این انجمن درآ ۴
خونین دلان ز شوق لقای تو سوختند
خندان تر از سهیل به خاک یمن درآ ۵
دست و دلم ز دیدنت از کار رفته است
بند قبا گشوده به آغوش من درآ ۶
آیینه را ز صحبت طوطی گزیر نیست
ای سنگدل به صائب شیرین سخن درآ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۵۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۹۸ - وادید کرده است به من تلخ، دید را
گوهر بعدی:غزل ۷۰۰ - روی تو سوخته است دل لاله زار را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.