هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از مفاهیم عشق، انتظار، رنج و مقاومت سخن میگوید. شاعر از تلخیهای زندگی، انتظار برای وصال، و ارزش مردانگی در شرایط سخت صحبت میکند. همچنین، اشارهای به مفاهیم عرفانی و معنوی مانند عید و شهید دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به رنج و مقاومت نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۶۹۸ - وادید کرده است به من تلخ، دید را
وادید کرده است به من تلخ، دید را
در رجعت است عادت اعداد، عید را ۱
بر گوش و لب ستم نتوان کرد بیش ازین
مسدود می کنم ره گفت و شنید را ۲
صبح وصال می شمرد قدردان عشق
در راه انتظار تو، چشم سفید را ۳
گلگونه شفق رخ خورشید را بس است
حاجت به شمع نیست مزار شهید را ۴
دست تهی بود سپر سنگ حادثات
دارد بپای، بی ثمری سرو و بید را ۵
در کار سخت جوهر مردان عیان شود
بی قفل، فتح باب نباشد کلید را ۶
خواهی که نشأه تو دوبالا شود ز می
صائب به روی جام ببین ماه عید را ۷
در رجعت است عادت اعداد، عید را ۱
بر گوش و لب ستم نتوان کرد بیش ازین
مسدود می کنم ره گفت و شنید را ۲
صبح وصال می شمرد قدردان عشق
در راه انتظار تو، چشم سفید را ۳
گلگونه شفق رخ خورشید را بس است
حاجت به شمع نیست مزار شهید را ۴
دست تهی بود سپر سنگ حادثات
دارد بپای، بی ثمری سرو و بید را ۵
در کار سخت جوهر مردان عیان شود
بی قفل، فتح باب نباشد کلید را ۶
خواهی که نشأه تو دوبالا شود ز می
صائب به روی جام ببین ماه عید را ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۰۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۹۷ - افسردگی است چاره دل دردمند را
گوهر بعدی:غزل ۶۹۹ - یک بار بی خبر به شبستان من درآ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.