هوش مصنوعی: این شعر عرفانی و فلسفی به بیان اسرار جهان و نقش انسان در کشف این اسرار می‌پردازد. شاعر خود را آیینه‌ای می‌داند که رازهای نهان جهان را آشکار می‌کند و با وجود سکوت و سخن، حقیقت را بیان می‌نماید. همچنین، به مفاهیمی مانند عشق، درد، گذر زمان، و نقش انسان در هستی اشاره دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر برای درک و تجربه نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۸۱۱ - ما نبض شناس رگ جانیم جهان را

ما نبض شناس رگ جانیم جهان را
آیینه اسرار نهانیم جهان را ۱

پوشیده و پیداست ز ما راز دو عالم
هم آینه، هم آینه دانیم جهان را ۲

هنگام خموشی گره گوهر اسرار
در وقت سخن تیغ زبانیم جهان را ۳

از سینه پر داغ، بهار جگر خاک
از چهره بی رنگ خزانیم جهان را ۴

تازه است جگرها ز شراب کهن ما
پیریم، ولی بخت جوانیم جهان را ۵

در صحبت ما قطره شود گوهر شهوار
از دل صدف پاک دهانیم جهان را ۶

دارند به دیوانه ما چشم، غزالان
سر حلقه صاحب نظرانیم جهان را ۷

از راستی طبع، عصای فلک پیر
از قامت خم گشته کمانیم جهان را ۸

بیهوشی ما برگ نشاط دگران است
از خواب گران، رطل گرانیم جهان را ۹

گوشی نخراشد ز صدای جرس ما
ما قافله ریگ روانیم جهان را ۱۰

در آینه ماست عیان راز دو عالم
هر چند ز حیرت زدگانیم جهان را ۱۱

در ظاهر اگر دیده ما پرده خواب است
ما از دل بیدار، شبانیم جهان را ۱۲

صائب خبری نیست که در محفل ما نیست
هر چند که از بیخبرانیم جهان را ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۱۰ - گمراه کند غفلت من راهبران را
گوهر بعدی:غزل ۸۱۲ - دلگیر کند غنچه من صبح وطن را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.