هوش مصنوعی: این شعر عرفانی و فلسفی به موضوعاتی مانند عشق، عقل، استقامت، قناعت و رهایی از تعلقات دنیوی می‌پردازد. شاعر با استفاده از استعاره‌های زیبا، مفاهیم عمیق عرفانی را بیان می‌کند و دیدگاه خود را نسبت به جهان و انسان ارائه می‌دهد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و مفاهیم به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارند تا به خوبی درک شوند.

غزل ۸۵۷ - هر که با ما می کند بیگانگی

هر که با ما می کند بیگانگی
معنی بیگانه می دانیم ما ۱

نه فلک را گرد آن شمع طراز
جوشش پروانه می دانیم ما ۲

از دو عالم گر چه بیرون رفته ایم
خویش را در خانه می دانیم ما ۳

همچو صائب شهپر توفیق را
همت مردانه می دانیم ما ۴

عقل را دیوانه می دانیم ما
عشق را فرزانه می دانیم ما ۵

دست و تیغ عالم خونریز را
شیشه و پیمانه می دانیم ما ۶

استقامت را درین وحشت سرا
لغزش مستانه می دانیم ما ۷

در ریاض عشق، بخت سبز را
سبزه بیگانه می دانیم ما ۸

گوشه ای کز خود کند ما را خلاص
گوشه میخانه می دانیم ما ۹

گفتگوی دولت بیدار را
سر به سر افسانه می دانیم ما ۱۰

در گلو چون گریه می گردد گره
از قناعت، دانه می دانیم ما ۱۱

در قمار عشق جان را باختن
بازی طفلانه می دانیم ما ۱۲

این محیط پر حباب و موج را
گوهر یکدانه می دانیم ما ۱۳

هر دلی کز آرزوها پاک شد
خلوت جانانه می دانیم ما ۱۴

قانع از دنیا به رنگ و بو شدن
سخت نامردانه می دانیم ما ۱۵

دیده قربانیان حیرتیم
خواب را افسانه می دانیم ما ۱۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۶
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۵۶ - نیست غم نان و آب، گوشه نشین را
گوهر بعدی:غزل ۸۵۸ - پیوسته خورد دل خون از بی غمی جان ها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.