هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که به زیباییهای چهره معشوق و تأثیرات آن بر بیننده میپردازد. همچنین، مضامینی مانند عشق، زیبایی، معرفت، و حقایق زندگی را در قالب تصاویر شاعرانه بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از اشارات شاعرانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
غزل ۸۶۰ - از لطافت بس که دارد چهره او آب و تاب
از لطافت بس که دارد چهره او آب و تاب
آفتابی می شود رنگش ز سیر ماهتاب ۱
چون گلوی شیشه موج باده گلرنگ را
می توان دید از بیاض گردن او بی حجاب ۲
عاقلان از حسن او داد تماشا می دهند
چشم روزن را نسازد خیره نور آفتاب ۳
معنی بی لفظ را ادراک کردن مشکل است
بر میفکن زینهار از چهره نازک نقاب ۴
حلقه ها در گوش خورشید قیامت می کشد
نیست دور حسن او چون ماه نو پا در رکاب ۵
گر چه از مژگان کج، بالین او دایم کج است
نیست سیری چشم بیمار ترا هرگز ز خواب ۶
فتنه دنیا نگردد هر که دنیا را شناخت
تشنه چشمان هوس را در کمند آرد سراب ۷
دل نیازارد زحرف سخت هرگز سنگ را
هر که داند کوه عاجز نیست در رد جواب ۸
نیست جز دلهای خونین مهربانی عشق را
روی آتش را که می شوید به جز اشک کباب؟ ۹
قطره ایم اما ندارد هیچ دریا ظرف ما
شبنم ما سر نمی پیچد ز تیغ آفتاب ۱۰
حرف بیجا غافلان را غوطه در خون می دهد
مرغ بی هنگام را تیغ اجل گوید جواب ۱۱
باده سرگرمی هر کس ز جام دیگرست
پرتو مهتاب را پروانه می داند سراب ۱۲
از گریبان گهر چون رشته سر بیرون کند
هر که صائب سر نپیچد از کمند پیچ و تاب ۱۳
آفتابی می شود رنگش ز سیر ماهتاب ۱
چون گلوی شیشه موج باده گلرنگ را
می توان دید از بیاض گردن او بی حجاب ۲
عاقلان از حسن او داد تماشا می دهند
چشم روزن را نسازد خیره نور آفتاب ۳
معنی بی لفظ را ادراک کردن مشکل است
بر میفکن زینهار از چهره نازک نقاب ۴
حلقه ها در گوش خورشید قیامت می کشد
نیست دور حسن او چون ماه نو پا در رکاب ۵
گر چه از مژگان کج، بالین او دایم کج است
نیست سیری چشم بیمار ترا هرگز ز خواب ۶
فتنه دنیا نگردد هر که دنیا را شناخت
تشنه چشمان هوس را در کمند آرد سراب ۷
دل نیازارد زحرف سخت هرگز سنگ را
هر که داند کوه عاجز نیست در رد جواب ۸
نیست جز دلهای خونین مهربانی عشق را
روی آتش را که می شوید به جز اشک کباب؟ ۹
قطره ایم اما ندارد هیچ دریا ظرف ما
شبنم ما سر نمی پیچد ز تیغ آفتاب ۱۰
حرف بیجا غافلان را غوطه در خون می دهد
مرغ بی هنگام را تیغ اجل گوید جواب ۱۱
باده سرگرمی هر کس ز جام دیگرست
پرتو مهتاب را پروانه می داند سراب ۱۲
از گریبان گهر چون رشته سر بیرون کند
هر که صائب سر نپیچد از کمند پیچ و تاب ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۳۷۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۵۹ - باده روشن کز او شد دیده ساغر پر آب
گوهر بعدی:غزل ۸۶۱ - از تهیدستی است در مغز چنار این پیچ و تاب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.