هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به زیبایی‌های طبیعت و احساسات انسانی مانند عشق، شرم، حسرت و رحمت می‌پردازد. شاعر از عناصری مانند خورشید، آتش، آب و گل استفاده کرده تا مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه را بیان کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۸۶۴ - می نماید چشم شوخ از پرده شرم و حجاب

می نماید چشم شوخ از پرده شرم و حجاب
برق عالمسوز را مانع نمی گردد سحاب ۱

اختر صبح آیدش خورشید تابان در نظر
هر که رخسار ترا دیده است پیش از آفتاب ۲

می کند بر عاشقان هم رحم، حسن سنگدل
آب اگر گردد به چشم آتش از اشک کباب ۳

حسن در دوران خط از شرم می آید برون
در قیامت می شود طالع ز مغرب آفتاب ۴

بهره صورت پرست از حسن معنی حسرت است
تشنه دیدار گل را تشنه تر سازد گلاب ۵

سنگ کم در پله میزان خجالت می کشد
خود حساب آسوده است از پرسش روز حساب ۶

خودنمایی لازم نودولتان افتاده است
می شود غماز هر خونی که گردد مشک ناب ۷

تشنه دیدار را کوثر نسازد دل خنک
بلبلان را برنیارد از خمار گل گلاب ۸

گر چه می گردد ز پیچ و تاب کوته، رشته ها
رشته آه مرا سازد رساتر پیچ و تاب ۹

کسب جمعیت به امید پریشانی کنم
می فشانم، هر چه می گیرم ز دریا چون سحاب ۱۰

از هوسناکی منه بر آب، بنیاد حیات
کز هواجویی شود در یک نفس فانی، حباب ۱۱

نیست بر سنگین دلان محرومی سایل گران
کوه با آن لنگر تمکین بود حاضر جواب ۱۲

در سواد فقر از طول امل آثار نیست
در دل شب پا به دامن می کشد موج سراب ۱۳

می کند پند و نصیحت در گرانجان هم اثر
پای خواب آلود از فریاد اگر خیزد ز خواب ۱۴

فیض روشندل به نیک و بد برابر می رسد
پرتو مه می فتد یکسان به آباد و خراب ۱۵

در مزاج تندخویان گریه را تأثیر نیست
آتش سوزان نمی اندیشد از اشک کباب ۱۶

حسن روز افزون او صائب یکی صد شد ز خط
گر چه حسن از حلقه خط می شود پا در رکاب ۱۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۹۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۶۳ - صبح روشن شد، بده ساقی می چون آفتاب
گوهر بعدی:غزل ۸۶۵ - بس که افکنده است پیری در وجودم انقلاب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.