خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی است که با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، به موضوعاتی مانند عشق، رنج، مستی، و فلسفه زندگی میپردازد. شاعر از عناصری مانند می، گل، آتش، و دریا برای بیان احساسات عمیق خود استفاده کرده است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشارههایی به شراب و مستی وجود دارد که مناسب سنین بالاتر است.
غزل ۹۳۲ - پیش ساقی هر که آب رو درین میخانه ریخت
پیش ساقی هر که آب رو درین میخانه ریخت
در دل پاک صدف چون ابر نیسان دانه ریخت ۱
آسمان امروز با خونین دلان ناصاف نیست
لاله را در جام اول، درد در پیمانه ریخت ۲
در گلوی شمع، اشک از تنگی جا شد گره
بس که در بزم تو بر بالای هم پروانه ریخت ۳
در زمان شیر مستی طفل بازیگوش من
مهره گهواره جای سنگ بر دیوانه ریخت ۴
فرصت خاریدن سر نیست در پایان عمر
رخت پیش از سیل می باید برون از خانه ریخت ۵
قفل روزی در جوانی بستگی هرگز نداشت
ریخت تا دندان، کلید رزق را دندانه ریخت ۶
آتش یاقوتم، افسردن نمی دانم که چیست
می توان از خون گرمم رنگ آتشخانه ریخت ۷
از هواجویی درین دریای گوهر چون حباب
بر سر من خانه را آخر هوای خانه ریخت ۸
صائب از دیوان من هر صفحه ای میخانه ای است
بس که از کلک سیه مستم سخن مستانه ریخت ۹
در دل پاک صدف چون ابر نیسان دانه ریخت ۱
آسمان امروز با خونین دلان ناصاف نیست
لاله را در جام اول، درد در پیمانه ریخت ۲
در گلوی شمع، اشک از تنگی جا شد گره
بس که در بزم تو بر بالای هم پروانه ریخت ۳
در زمان شیر مستی طفل بازیگوش من
مهره گهواره جای سنگ بر دیوانه ریخت ۴
فرصت خاریدن سر نیست در پایان عمر
رخت پیش از سیل می باید برون از خانه ریخت ۵
قفل روزی در جوانی بستگی هرگز نداشت
ریخت تا دندان، کلید رزق را دندانه ریخت ۶
آتش یاقوتم، افسردن نمی دانم که چیست
می توان از خون گرمم رنگ آتشخانه ریخت ۷
از هواجویی درین دریای گوهر چون حباب
بر سر من خانه را آخر هوای خانه ریخت ۸
صائب از دیوان من هر صفحه ای میخانه ای است
بس که از کلک سیه مستم سخن مستانه ریخت ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۳۱ - در علاج درد ما رنگ از رخ تدبیر ریخت
گوهر بعدی:غزل ۹۳۳ - چشم مخموری که ما را زهر در پیمانه ریخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.