هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر و استعاره‌های غنی، به موضوعاتی مانند عشق، رنج، فنا، و فلسفه‌ی زندگی می‌پردازد. شاعر از چشم مخمور، اشک شادی، داغ عشق، و پروانه‌ای که در آتش می‌سوزد، به عنوان نمادهایی برای بیان احساسات عمیق و متضاد استفاده می‌کند. همچنین، مفاهیمی مانند تسلیم در برابر تقدیر، رهایی از هستی مادی، و تأمل در مرگ و زندگی در شعر دیده می‌شود.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از تصاویر و استعاره‌ها نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.

غزل ۹۳۳ - چشم مخموری که ما را زهر در پیمانه ریخت

چشم مخموری که ما را زهر در پیمانه ریخت
می تواند از نگاهی رنگ صد میخانه ریخت ۱

اشک شادی عذر ما را آخر از صیاد خواست
گر چه در تسخیر ما گوهر به جای دانه ریخت ۲

حیله در شرع محبت بازی خود دادن است
خون خصم خویش را پرویز نامردانه ریخت ۳

تازه گردد داغ عشق از لطف خوبان دگر
خنده گل طشت آتش بر سر پروانه ریخت ۴

لوح می افتد به هر جانب چو مستان خراب
تا که بر خاک شهیدان گریه مستانه ریخت؟ ۵

میهمانی کرد مرغان بهشتی را به سنگ
هر که در پیش بط می سبحه صد دانه ریخت ۶

ترک هستی کن که آسوده است از تاراج سیل
هر که پیش از سیل رخت خود برون از خانه ریخت ۷

دامن فانوس در کف، شمع بیرون می دود
تا که از مجلس برون خاکستر پروانه ریخت؟ ۸

نقد خالص در محک جولان دیگر می کند
برخورد از عمر هر کس سنگ بر دیوانه ریخت؟ ۹

گردش چشم که حیرانم ز هوشش برده بود؟
کاین غزل از خامه صائب عجب مستانه ریخت ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۹۳۲ - پیش ساقی هر که آب رو درین میخانه ریخت
گوهر بعدی:غزل ۹۳۴ - روی از عالم بگردان گر لقا می بایدت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.