هوش مصنوعی: این متن به موضوع عشق و فداکاری در راه آن می‌پردازد. شاعر از خطرات و سختی‌های راه عشق سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که در این مسیر، سرها (جان‌ها) فدا می‌شوند. همچنین، به بی‌اعتباری دنیا و مال دنیوی در مقابل عشق اشاره شده و تأکید می‌شود که عشق واقعی نیازمند از خود گذشتگی و فداکاری است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار است. همچنین، برخی از اشارات به فداکاری و از دست دادن جان ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.

غزل ۹۸۴ - در طریق عشق هر جا می گذاری پا، سرست

در طریق عشق هر جا می گذاری پا، سرست
موج این وادی رگ جان، ریگ این صحرا سرست ۱

از محیط آفرینش چون نیاید بوی خون؟
هر حبابی را که می بینی درین دریا سرست ۲

نیست دستی در گریبان چاک گرداندن مرا
چون سبو دست مرا پیوند الفت با سرست ۳

اهل دنیا مال را دارند بیش از جان عزیز
از سر دستار هر کس بگذرد اینجا سرست ۴

مو شکافی را رواجی نیست در بازار عشق
هر که سر از پا نمی داند درین سودا سرست ۵

تخت ما افتادگی و لشکر ما بی کسی
جوهر ذاتی است تیغ ما و تاج ما سرست ۶

اشتها کامل چو شد، خون نعمت الوان بود
چون گران شد خواب، صائب بالش خارا سرست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۹۸۳ - گوش بی دردان گران از خواب باشد بهتر است
گوهر بعدی:غزل ۹۸۵ - هر نقاب روی جانان را نقاب دیگرست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.