هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که با استفاده از استعارهها و تصاویر شاعرانه، مفاهیمی مانند عشق، صبر، بلایا، و تفاوتهای ادراکی را بیان میکند. شاعر از عناصری مانند نور، دریا، اشک، و حوادث برای انتقال احساسات عمیق استفاده کرده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۹۸۹ - مهر را در چشم تنگ ذره نور دیگرست
مهر را در چشم تنگ ذره نور دیگرست
بحر را در تنگنای قطره شور دیگرست ۱
هر سیه چشمی چو آهو کی کند ما را شکار؟
چشم لیلی دیده ما را، غرور دیگرست ۲
گر چه نقشی هر دم از طوفان زند دریا بر آب
اشک ما را در فراق یار شور دیگرست ۳
می رسد مجنون به مضمون نگاه وحشیان
بی شعوران محبت را شعور دیگرست ۴
می کشد مجنون ما از صحبت لیلی ملال
از جهان رم کرده را با خود حضور دیگرست ۵
شیشه جانان می کنند از کوه غم پهلو تهی
عاشقان را در بلا، جان صبور دیگرست ۶
ترک شهوت هاست حور و خانه پردازی قصور
در بهشت اهل دل، حور و قصور دیگرست ۷
تیر دلدوز حوادث را به دست روزگار
قامت پر خم، کمان تازه زور دیگرست ۸
ماه و خورشیدست اینجا حلقه بیرون در
روشنایی، خانه دل را ز نور دیگرست ۹
گرد لشکر نخوت شاهان یکی سازد هزار
حسن را در روزگار خط غرور دیگرست ۱۰
نیست کج بین را ز ناز آن بهشتی رو خبر
ورنه هر چین جبین، آغوش حور دیگرست ۱۱
چشم کوته بین ز اختر می کند یاری طمع
استعانت مور عاجز را ز مور دیگرست ۱۲
حسن معنی را بود صائب ز خود عین الکمال
طوطیان را حرف شیرین، چشم شور دیگرست ۱۳
بحر را در تنگنای قطره شور دیگرست ۱
هر سیه چشمی چو آهو کی کند ما را شکار؟
چشم لیلی دیده ما را، غرور دیگرست ۲
گر چه نقشی هر دم از طوفان زند دریا بر آب
اشک ما را در فراق یار شور دیگرست ۳
می رسد مجنون به مضمون نگاه وحشیان
بی شعوران محبت را شعور دیگرست ۴
می کشد مجنون ما از صحبت لیلی ملال
از جهان رم کرده را با خود حضور دیگرست ۵
شیشه جانان می کنند از کوه غم پهلو تهی
عاشقان را در بلا، جان صبور دیگرست ۶
ترک شهوت هاست حور و خانه پردازی قصور
در بهشت اهل دل، حور و قصور دیگرست ۷
تیر دلدوز حوادث را به دست روزگار
قامت پر خم، کمان تازه زور دیگرست ۸
ماه و خورشیدست اینجا حلقه بیرون در
روشنایی، خانه دل را ز نور دیگرست ۹
گرد لشکر نخوت شاهان یکی سازد هزار
حسن را در روزگار خط غرور دیگرست ۱۰
نیست کج بین را ز ناز آن بهشتی رو خبر
ورنه هر چین جبین، آغوش حور دیگرست ۱۱
چشم کوته بین ز اختر می کند یاری طمع
استعانت مور عاجز را ز مور دیگرست ۱۲
حسن معنی را بود صائب ز خود عین الکمال
طوطیان را حرف شیرین، چشم شور دیگرست ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۴۰۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۸۸ - حسن را با بی قراران گیر و دار دیگرست
گوهر بعدی:غزل ۹۹۰ - عرض نادادن کمال خود، کمال دیگرست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.