خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی و فلسفی از صائب تبریزی، به موضوعاتی مانند عشق، قناعت، تقدیر، و حکمت زندگی میپردازد. شاعر با استفاده از استعارهها و نمادهای مختلف مانند لیلی و مجنون، یوسف، و افلاطون، به بیان دیدگاههای خود دربارهٔ عشق الهی، رضایت به قضا و قدر، و ارزشهای اخلاقی میپردازد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، برخی از استعارهها و اشارات تاریخی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۱۰۰۴ - گر نباشد در نظر لیلی مرا هامون بس است
گر نباشد در نظر لیلی مرا هامون بس است
نقش پای ناقه برگ عیش این مجنون بس است ۱
گر نسازد یوسفی هر روز گردون جلوه گر
تا قیامت خلق را آن حسن روزافزون بس است ۲
در سواد آفرینش ای خداجو پر مپیچ
چون ز لفظ آمد به کف سر رشته مضمون بس است ۳
وسعت مشرب ز منزل می برد تنگی برون
در جهان آب و گل، خم بهر افلاطون بس است ۴
گر به گل گیرد در میخانه ها را محتسب
ما خمارآلودگان را آن لب میگون بس است ۵
طعنه بی حاصلی بر سرو ای قمری مزن
برگ سبزی ارمغان مردم موزون بس است ۶
در گلستان کرم نخلی ز بی آبی نماند
تا به کی خواهی دواندن ریشه، ای قارون بس است ۷
در جوانی هر چه کردی، گشت غفلت عذرخواه
صبح آگاهی ز پیری بردمید اکنون بس است ۸
اینقدر استادگی ای آسمان در کار نیست
تشنه ما را کف آبی ازین جیحون بس است ۹
خجلت از همصحبتان خام بردن مشکل است
ورنه ما را از شراب تلخ صائب خون بس است ۱۰
نقش پای ناقه برگ عیش این مجنون بس است ۱
گر نسازد یوسفی هر روز گردون جلوه گر
تا قیامت خلق را آن حسن روزافزون بس است ۲
در سواد آفرینش ای خداجو پر مپیچ
چون ز لفظ آمد به کف سر رشته مضمون بس است ۳
وسعت مشرب ز منزل می برد تنگی برون
در جهان آب و گل، خم بهر افلاطون بس است ۴
گر به گل گیرد در میخانه ها را محتسب
ما خمارآلودگان را آن لب میگون بس است ۵
طعنه بی حاصلی بر سرو ای قمری مزن
برگ سبزی ارمغان مردم موزون بس است ۶
در گلستان کرم نخلی ز بی آبی نماند
تا به کی خواهی دواندن ریشه، ای قارون بس است ۷
در جوانی هر چه کردی، گشت غفلت عذرخواه
صبح آگاهی ز پیری بردمید اکنون بس است ۸
اینقدر استادگی ای آسمان در کار نیست
تشنه ما را کف آبی ازین جیحون بس است ۹
خجلت از همصحبتان خام بردن مشکل است
ورنه ما را از شراب تلخ صائب خون بس است ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۰۳ - مهر لب غماز را دامان پاک من بس است
گوهر بعدی:غزل ۱۰۰۵ - مزد دست و تیغ قاتل چشم قربانی بس است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.