هوش مصنوعی: این متن شعری است که به موضوعاتی مانند عدالت، عفو، پاکدامنی، عشق، و حیرت در برابر زندگی می‌پردازد. شاعر از مفاهیمی مانند قربانی، عذرخواهی، حیرانی، و پشیمانی استفاده می‌کند تا احساسات عمیق انسانی را بیان کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و اخلاقی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، برخی از اشارات ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.

غزل ۱۰۰۵ - مزد دست و تیغ قاتل چشم قربانی بس است

مزد دست و تیغ قاتل چشم قربانی بس است
عذرخواه نقش از نقاش حیرانی بس است ۱

غوطه زن در بحر و فارغ شو ز گیر و دار موج
چون حباب شوخ چشم این کاسه گردانی بس است ۲

اینقدر تمهید بهر دفع ما در کار نیست
خط راه اهل غیرت چین پیشانی بس است ۳

خاکساران ایمنند از ترکتاز حادثات
پشتبان کلبه ما گرد ویرانی بس است ۴

چشم پرسش از تو بی پروا ندارد هیچ کس
حال بیماران خود را این که می دانی بس است ۵

بی گناهی کم گناهی نیست در دیوان عفو
ای عزیزان، جرم یوسف پاکدامانی بس است ۶

نیست ارباب نظر را جرم در اظهار عشق
باعث رسوایی آیینه حیرانی بس است ۷

آفتاب زندگانی روی در زردی گذاشت
مشت آبی زن به روی خود، گرانجانی بس است ۸

پاکدامانان حریف خار تهمت نیستند
شرم دار از غنچه ای بلبل، نواخوانی بس است ۹

چند صائب می کنی اندیشه از روز جزا؟
عذرخواه مجرمان اشک پشیمانی بس است ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۰۰۴ - گر نباشد در نظر لیلی مرا هامون بس است
گوهر بعدی:غزل ۱۰۰۶ - گردش پرگار ما را حلقه مویی بس است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.