هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی با استفاده از استعارههای پیچیده و تصاویر شعری غنی، به موضوع عشق، شور و اشتیاق، و رنجهای ناشی از آن میپردازد. شاعر از عناصر طبیعی مانند آتش، آب، و باد برای بیان احساسات عمیق عاشقانه و روحانی استفاده میکند. همچنین، مفاهیمی مانند غفلت، بیداری، و روشنایی درونی نیز در شعر مورد توجه قرار گرفتهاند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۰۰۹ - پرده شرم و حیا را باده ناب آتش است
پرده شرم و حیا را باده ناب آتش است
بر گل کاغذ، هوای عالم آب آتش است ۱
آسمان را عشق آورده است در وجد و سماع
آسیای شعله جواله را آب آتش است ۲
چون سمندر، عاشقان روی آتشناک را
مطرب و ساقی و نقل و باده ناب آتش است ۳
نیست با پهلوی خشک ما ملایم جای گرم
این گیاه ناتوان را برق سنجاب آتش است ۴
زرپرستان نیستند از ظلمت غفلت ملول
جامه کعبه است دود آن را که محراب آتش است ۵
از هوسناکان برآرد درد و داغ عشق دود
ما سمندر مشربان را بستر خواب آتش است ۶
کار آتش می کند در سوختن سرمای سخت
کشت ما را سردمهری های احباب آتش است ۷
از خیال یار می پاشد دل نازک ز هم
چون کتان در پیرهن ما را ز مهتاب آتش است ۸
می شود جان های روشن تیره از تر دامنی
در سیه رو کردن آیینه ها آب آتش است ۹
در دل عاشق تمنا جای نتواند گرفت
آرزوها چون سپند و جان بی تاب آتش است ۱۰
ظلمت غفلت هوا گیرد چو دل روشن شود
نور بیداری برای پرده خواب آتش است ۱۱
شد ز اشک آتشینم خانه گردون سیاه
دود جای گرد می خیزد چو سیلاب آتش است ۱۲
آتشین جان چون سمندر شو که دیوان مرا
سطرها دود دل است و سرخی باب آتش است ۱۳
بس که صائب شد ز خشکی مستعد سوختن
مغز ما سوداییان را نور مهتاب آتش است ۱۴
بر گل کاغذ، هوای عالم آب آتش است ۱
آسمان را عشق آورده است در وجد و سماع
آسیای شعله جواله را آب آتش است ۲
چون سمندر، عاشقان روی آتشناک را
مطرب و ساقی و نقل و باده ناب آتش است ۳
نیست با پهلوی خشک ما ملایم جای گرم
این گیاه ناتوان را برق سنجاب آتش است ۴
زرپرستان نیستند از ظلمت غفلت ملول
جامه کعبه است دود آن را که محراب آتش است ۵
از هوسناکان برآرد درد و داغ عشق دود
ما سمندر مشربان را بستر خواب آتش است ۶
کار آتش می کند در سوختن سرمای سخت
کشت ما را سردمهری های احباب آتش است ۷
از خیال یار می پاشد دل نازک ز هم
چون کتان در پیرهن ما را ز مهتاب آتش است ۸
می شود جان های روشن تیره از تر دامنی
در سیه رو کردن آیینه ها آب آتش است ۹
در دل عاشق تمنا جای نتواند گرفت
آرزوها چون سپند و جان بی تاب آتش است ۱۰
ظلمت غفلت هوا گیرد چو دل روشن شود
نور بیداری برای پرده خواب آتش است ۱۱
شد ز اشک آتشینم خانه گردون سیاه
دود جای گرد می خیزد چو سیلاب آتش است ۱۲
آتشین جان چون سمندر شو که دیوان مرا
سطرها دود دل است و سرخی باب آتش است ۱۳
بس که صائب شد ز خشکی مستعد سوختن
مغز ما سوداییان را نور مهتاب آتش است ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
۲۹۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۰۸ - جان روشن را جهان در چشم بینا آتش است
گوهر بعدی:غزل ۱۰۱۰ - هر که چون پروانه بی باک، مست آتش است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.