هوش مصنوعی:
متن بالا از اشعاری تشکیل شده است که به زیباییهای مختلف زندگی و طبیعت میپردازد. این اشعار بر ارزشهای معنوی، عشق، صبر، قدردانی و عبرتگیری از زندگی تأکید دارند. همچنین، به موضوعاتی مانند زیبایی معنیدار، قدرت بیان، روشنایی دل، عبرتگیری از زندگی، قدردانی از نعمتها، عشق و شوق، و ارزشهای انسانی اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای سنین پایین قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشعار به موضوعات پیچیدهای مانند عشق، شوق و عبرتگیری از زندگی میپردازند که نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارد.
غزل ۱۰۱۳ - گر نباشد حسن معنی، خط زیبا هم خوش است
گر نباشد حسن معنی، خط زیبا هم خوش است
گر زبان گویا نباشد، دست گویا هم خوش است ۱
شمع هم یاری است در هر جا نباشد آفتاب
گر دل روشن نباشد، چشم بینا هم خوش است ۲
طفل طبعان را تماشا عمر ضایع کردن است
چشم عبرت بین اگر باشد، تماشا هم خوش است ۳
در مذاق قدردانان، قهر کم از لطف نیست
گل اگر بر سر نباشد، خار در پا هم خوش ا ست ۴
چند باشی همچو خون مرده در یک جا گره؟
با غزالان چند روزی سیر صحرا هم خوش است ۵
نیست دلگیری ز کوه بیستون فرهاد را
عشق چون مشاطه گردد سنگ خارا هم خوش است ۶
شسته رویان نیز می شویند گاه از دل غبار
نوخطی هر جا نباشد، روی زیبا هم خوش است ۷
بر تو از بی لنگری، دریای پرشورست خاک
ورنه هر کس دل به دریا کرد، دریا هم خوش است ۸
گر چه دارد نوبهار حسن او جوش دگر
برگریزان دل صد پاره ما هم خوش است ۹
دیده یوسف شناسی نیست در مصر وجود
ورنه با این تیرگی، زندان دنیا هم خوش است ۱۰
عقل و هوش و صبر و دین و دل به یک نظاره رفت
عشق چون دلال شد، سودای یکجا هم خوش است ۱۱
وصل دایم، می کند افسرده صائب شوق را
صحبت دریا خوش و دوری ز دریا هم خوش است ۱۲
گر زبان گویا نباشد، دست گویا هم خوش است ۱
شمع هم یاری است در هر جا نباشد آفتاب
گر دل روشن نباشد، چشم بینا هم خوش است ۲
طفل طبعان را تماشا عمر ضایع کردن است
چشم عبرت بین اگر باشد، تماشا هم خوش است ۳
در مذاق قدردانان، قهر کم از لطف نیست
گل اگر بر سر نباشد، خار در پا هم خوش ا ست ۴
چند باشی همچو خون مرده در یک جا گره؟
با غزالان چند روزی سیر صحرا هم خوش است ۵
نیست دلگیری ز کوه بیستون فرهاد را
عشق چون مشاطه گردد سنگ خارا هم خوش است ۶
شسته رویان نیز می شویند گاه از دل غبار
نوخطی هر جا نباشد، روی زیبا هم خوش است ۷
بر تو از بی لنگری، دریای پرشورست خاک
ورنه هر کس دل به دریا کرد، دریا هم خوش است ۸
گر چه دارد نوبهار حسن او جوش دگر
برگریزان دل صد پاره ما هم خوش است ۹
دیده یوسف شناسی نیست در مصر وجود
ورنه با این تیرگی، زندان دنیا هم خوش است ۱۰
عقل و هوش و صبر و دین و دل به یک نظاره رفت
عشق چون دلال شد، سودای یکجا هم خوش است ۱۱
وصل دایم، می کند افسرده صائب شوق را
صحبت دریا خوش و دوری ز دریا هم خوش است ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۳۶۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۱۲ - با کمال احتیاج از خلق استغنا خوش است
گوهر بعدی:غزل ۱۰۱۴ - از زمین آرامش و از آسمان جولان خوش است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.