هوش مصنوعی: این متن به زیبایی‌های عشق، عاشقی و فداکاری در راه معشوق می‌پردازد. از عاجزی عاشق در برابر معشوق، تلاش و پشتکار در زندگی، زیبایی‌های شهادت، خودسازی و رسیدن به کمال سخن می‌گوید. همچنین به نقش آرزوها، صبر و تحمل در زندگی اشاره دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین برخی از مفاهیم مانند شهادت و فداکاری ممکن است برای گروه‌های سنی پایین‌تر سنگین باشد.

غزل ۱۰۱۵ - عاجزی از عاشق، از معشوق طنازی خوش است

عاجزی از عاشق، از معشوق طنازی خوش است
از سپند افتادن، از آتش سرافرازی خوش است ۱

کوهکن حیف است فارغبال دارد تیشه را
ناخنی تا هست در کف، سینه پردازی خوش است ۲

خون دل در ساغر روشندلان زیبنده است
باده شیراز در مینای شیرازی خوش است ۳

خانه آرایی گرانجانی است با موی سفید
صبح چون روشن شود، از شمع سربازی خوش است ۴

سر به پیش انداختن در زندگانی خوشنماست
زیر شمشیر شهادت گردن افرازی خوش است ۵

خانه سازی، در به روی دل برآوردن بود
از عمارت، در جهان خاک، خودسازی خوش است ۶

تا نسوزد آرزو، پرداز دل بی حاصل است
چون به خاکستر رسی، آیینه پردازی خوش است ۷

گفتگو با دل سیاهان می کند دل را سیاه
شمع اگر باشد طرف صائب زبان بازی خوش است ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۰۱۴ - از زمین آرامش و از آسمان جولان خوش است
گوهر بعدی:غزل ۱۰۱۶ - هر که شد با درد قانع از مداوا فارغ است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.