هوش مصنوعی:
این متن به موضوعاتی مانند ناپایداری زندگی، ظلم و ستم، قناعت، و دورویی در جامعه میپردازد. با استفاده از استعارهها و تصاویر شاعرانه، از جمله سراب، آیینه، و درخت بیحاصل، شاعر احساسات عمیق انسانی و انتقادات اجتماعی را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و اجتماعی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند ظلم و انتقاد از جامعه ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۱۱۱۸ - بی تزلزل نیست هرکس چون علم استاده است
بی تزلزل نیست هرکس چون علم استاده است
عشرت روی زمین از مردم افتاده است ۱
تشنه چشمان بحر را سازند در یک دم سراب
حسن محجوب تو چون آیینه را رو داده است؟ ۲
با تهیدستان ندارد سختی ایام کار
سرو بی حاصل ز سنگ کودکان آزاده است ۳
پای موران بند بر آیینه نتوان شدن
از قبول نقش، لوح سینه ما ساده است ۴
گر چه می دانند دامان وسایل زاهدان
بیش عارف پرده بیگانگی سجاده است ۵
آه مظلومان کند اولاد ظالم را کباب
پله این ناوک دلدوز دور افتاده است ۶
حرص، صائب در بهاران است بی برگ و نوا
برگ عیش قانعان در برگریز آماده است ۷
عشرت روی زمین از مردم افتاده است ۱
تشنه چشمان بحر را سازند در یک دم سراب
حسن محجوب تو چون آیینه را رو داده است؟ ۲
با تهیدستان ندارد سختی ایام کار
سرو بی حاصل ز سنگ کودکان آزاده است ۳
پای موران بند بر آیینه نتوان شدن
از قبول نقش، لوح سینه ما ساده است ۴
گر چه می دانند دامان وسایل زاهدان
بیش عارف پرده بیگانگی سجاده است ۵
آه مظلومان کند اولاد ظالم را کباب
پله این ناوک دلدوز دور افتاده است ۶
حرص، صائب در بهاران است بی برگ و نوا
برگ عیش قانعان در برگریز آماده است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۱۷ - نامه از قاصد دل مغرور ما نگرفته است
گوهر بعدی:غزل ۱۱۱۹ - لعل نسبت با لب یاقوت او بیجاده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.