هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، با تصاویر زیبا و استعارههای غنی، حالات عاشقانه و وجدآور را به تصویر میکشد. شاعر از عناصری مانند می، ساقی، شمع، گردباد و طبیعت برای بیان احساسات عمیق عرفانی و عاشقانه استفاده کرده است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم مانند می و مستی نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک صحیح دارند.
غزل ۱۱۲۶ - ساقی ما از می گلگون به دور افتاده است
ساقی ما از می گلگون به دور افتاده است
همچو ساغر آن لب میگون به دور افتاده است ۱
در دل شب عاشقان را حلقه بر در می زند
گرد رویش تا خط شبگون به دور افتاده است ۲
شمع در پیراهن فانوس گردیده است آب
تا ز رقص آن قامت موزون به دور افتاده است ۳
می کشد خط بر زمین از شرمساری گردباد
در بیابانی که این مجنون به دور افتاده است ۴
تا که دیگر در خمار افتاده، کز هر لاله ای
هر طرف پیمانه ای پر خون به دور افتاده است ۵
می نشیند گردباد از پا به اندک جلوه ای
تا غبار کیست در هامون به دور افتاده است؟ ۶
جای حیرت نیست گر من پایکوبان گشته ام
خم به زور باده چون گردون به دور افتاده است ۷
تا به آب غیب، ایمان تازه سازی هر نفس
بنگر این نه آسیا را چون به دور افتاده است ۸
صائب از وحدت نیفتد نوبهار از جوش گل
در هزاران لفظ یک مضمون به دور افتاده است ۹
همچو ساغر آن لب میگون به دور افتاده است ۱
در دل شب عاشقان را حلقه بر در می زند
گرد رویش تا خط شبگون به دور افتاده است ۲
شمع در پیراهن فانوس گردیده است آب
تا ز رقص آن قامت موزون به دور افتاده است ۳
می کشد خط بر زمین از شرمساری گردباد
در بیابانی که این مجنون به دور افتاده است ۴
تا که دیگر در خمار افتاده، کز هر لاله ای
هر طرف پیمانه ای پر خون به دور افتاده است ۵
می نشیند گردباد از پا به اندک جلوه ای
تا غبار کیست در هامون به دور افتاده است؟ ۶
جای حیرت نیست گر من پایکوبان گشته ام
خم به زور باده چون گردون به دور افتاده است ۷
تا به آب غیب، ایمان تازه سازی هر نفس
بنگر این نه آسیا را چون به دور افتاده است ۸
صائب از وحدت نیفتد نوبهار از جوش گل
در هزاران لفظ یک مضمون به دور افتاده است ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۲۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۲۵ - تا به فکر گوشوار آن سیمبر افتاده است
گوهر بعدی:غزل ۱۱۲۷ - دل به دست آن نگار شوخ و شنگ افتاده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.