خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از سرگشتگی و دوری از حقیقت و مقصود اصلی زندگی سخن میگوید. شاعر بیان میکند که جستجوی بیحاصل در بیرون، در حالی که حقیقت در درون بوده، باعث رنج و ناله شده است. همچنین، اشاره به آزادی از قید دنیا و رسیدن به کعبه مقصود دارد. در نهایت، شاعر از داغ دل و دوستی با میپرستان که به زهر قاتل تشبیه شده، سخن میگوید.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاراتی به رنج و اندوه وجود دارد که نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب دارد.
غزل ۱۱۵۷ - آن که ما سرگشته اوییم در دل بوده است
آن که ما سرگشته اوییم در دل بوده است
دوری ما غافلان از قرب منزل بوده است ۱
ما عبث در سینه دریا نفس را سوختیم
گوهر مقصود در دامان ساحل بوده است ۲
ما ز هجران ناله های خویش می پنداشتیم
چون جرس فریاد ما از قرب محمل بوده است ۳
ما عبث دل را به زیر آسمان می جسته ایم
این سپند شوخ در بیرون محفل بوده است ۴
داد از قید جهان زنجیر، آزادی مرا
شاهراه کعبه مقصد سلاسل بوده است ۵
تا دلم خون گشت، سیر چرخ بی پرگار شد
سیر این پرگارها بر نقطه دل بوده است ۶
تا گرفتم رخنه دل را، جهان تاریک شد
روشنی این خانه را از رخنه دل بوده است ۷
زیر مرهم می شناسد حال داغ ما که چیست
هر که را آیینه پنهان در ته گل بوده است ۸
چشم او صائب مرا از عقل و دین بیگانه کرد
دوستی با می پرستان زهر قاتل بوده است ۹
دوری ما غافلان از قرب منزل بوده است ۱
ما عبث در سینه دریا نفس را سوختیم
گوهر مقصود در دامان ساحل بوده است ۲
ما ز هجران ناله های خویش می پنداشتیم
چون جرس فریاد ما از قرب محمل بوده است ۳
ما عبث دل را به زیر آسمان می جسته ایم
این سپند شوخ در بیرون محفل بوده است ۴
داد از قید جهان زنجیر، آزادی مرا
شاهراه کعبه مقصد سلاسل بوده است ۵
تا دلم خون گشت، سیر چرخ بی پرگار شد
سیر این پرگارها بر نقطه دل بوده است ۶
تا گرفتم رخنه دل را، جهان تاریک شد
روشنی این خانه را از رخنه دل بوده است ۷
زیر مرهم می شناسد حال داغ ما که چیست
هر که را آیینه پنهان در ته گل بوده است ۸
چشم او صائب مرا از عقل و دین بیگانه کرد
دوستی با می پرستان زهر قاتل بوده است ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۵۶ - خاکساری از بزرگان جهان زیبنده است
گوهر بعدی:غزل ۱۱۵۸ - تنگ خلقی شعله دوزخ سرشتی بوده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.