هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر شاعرانه و استعارههای غنی، به موضوعاتی مانند عشق، رنج، غم، مستی، و انتقام میپردازد. شاعر از عناصر طبیعت مانند آسمان، شراب، گل، و شبنم برای بیان احساسات عمیق خود استفاده میکند. متن پر از تضادها و تناقضهایی مانند بیداری و خواب، شادی و غم، و پاکی و آلودگی است که بر پیچیدگی حالات انسانی تأکید دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مضامین غنی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۱۶۲ - از کواکب آسمان روی حجاب آلوده است
از کواکب آسمان روی حجاب آلوده است
از شفق آفاق لبهای شراب آلوده است ۱
باده ممزوج می باید دل بیمار را
سازگار عاشقان لطف عتاب آلوده است ۲
گل که دامان خود از شبنم نمازی کرده است
در حریم شرم، دامان شراب آلوده است ۳
می زند از شادمانی، جوش می خون در دلم
تا که دست و لب به خون این کباب آلوده است؟ ۴
در خطرگاهی که ما کشتی در آب افکنده ایم
تیغ هر موجی به خون صد حباب آلوده است ۵
هیچ صافی در جهان آب و گل بی درد نیست
از یتیمی، آب در گوهر تراب آلوده است ۶
در ره خوابیده مطلب، که بیداری است خواب
هر سر مو بر تنم مژگان خواب آلوده است ۷
دود خط در پرده فانوس گردد جلوه گر
بس که شمع عالم افروزش حجاب آلوده است ۸
دستگاه غفلت هر کس به قدر جاه اوست
دولت بیدار، اینجا پای خواب آلوده است ۹
مستی فردای ما، امروز می بخشد خمار
برق تیغ انتقام از بس شتاب آلوده است ۱۰
خنده مهر شبنم از لب برگ گل را بر نداشت
مست شد یار و همان حرفش حجاب آلوده است ۱۱
هر شب عیدش به صبح ماتمی آبستن است
عیش روپوش جهان، موی خضاب آلوده است ۱۲
می رسد سامان اشک و آه ما صائب ز غیب
آتش رخسار ساقی تا به آب آلوده است ۱۳
از شفق آفاق لبهای شراب آلوده است ۱
باده ممزوج می باید دل بیمار را
سازگار عاشقان لطف عتاب آلوده است ۲
گل که دامان خود از شبنم نمازی کرده است
در حریم شرم، دامان شراب آلوده است ۳
می زند از شادمانی، جوش می خون در دلم
تا که دست و لب به خون این کباب آلوده است؟ ۴
در خطرگاهی که ما کشتی در آب افکنده ایم
تیغ هر موجی به خون صد حباب آلوده است ۵
هیچ صافی در جهان آب و گل بی درد نیست
از یتیمی، آب در گوهر تراب آلوده است ۶
در ره خوابیده مطلب، که بیداری است خواب
هر سر مو بر تنم مژگان خواب آلوده است ۷
دود خط در پرده فانوس گردد جلوه گر
بس که شمع عالم افروزش حجاب آلوده است ۸
دستگاه غفلت هر کس به قدر جاه اوست
دولت بیدار، اینجا پای خواب آلوده است ۹
مستی فردای ما، امروز می بخشد خمار
برق تیغ انتقام از بس شتاب آلوده است ۱۰
خنده مهر شبنم از لب برگ گل را بر نداشت
مست شد یار و همان حرفش حجاب آلوده است ۱۱
هر شب عیدش به صبح ماتمی آبستن است
عیش روپوش جهان، موی خضاب آلوده است ۱۲
می رسد سامان اشک و آه ما صائب ز غیب
آتش رخسار ساقی تا به آب آلوده است ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۳۷۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۶۱ - آسمان از شور دلهای کباب آسوده است
گوهر بعدی:غزل ۱۱۶۳ - دوستی های جهان با ریو و رنگ آلوده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.