هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی به بیان عشق و عرفان می‌پردازد و از مفاهیمی مانند جذابیت معشوق، درد فراق، صبر و ادب در عشق، و ناپایداری دنیا سخن می‌گوید. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌های عمیق، احساسات خود را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهٔ ادبی نیاز دارد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و اشارات فلسفی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۱۲۲۱ - تا عرق از می بر آن رخسار جان پرور نشست

تا عرق از می بر آن رخسار جان پرور نشست
در بهشت از جوش دعوی چشمه کوثر نشست ۱

رو نگردانید خال از روی آتشناک او
این سپند از خیرگی در دیده مجمر نشست ۲

تا به مژگان آن نگاه گرم در دل جای کرد
این خدنگ جانستان در سینه ام تا پر نشست ۳

حلقه بیرون در شد آن دل چون سنگ را
پیچ و تاب من که در فولاد چون جوهر نشست ۴

شبنم ما را کسی از قرب گل مانع نبود
از ادب چون حلقه شم ما برون در نشست ۵

بود از خاتم بر او ملک سلیمان تنگتر
در دل چون شیشه ام چون آهن پری پیکر نشست؟ ۶

دل چو از جا رفت بر گرداندن او مشکل است
چون شرر برخاست نتواند ز پا دیگر نشست ۷

خانه دربسته دل را مانع از کلفت نشد
در صدف گرد یتیمی بر رخ گوهر نشست ۸

از گرانجانی دل ما ماند در زندان تن
کشتی ما در گل از بسیاری لنگر نشست ۹

مشت خاک ما ز بیداد فلک از جا نرفت
کوه زیر تیغ نتواند به این لنگر نشست ۱۰

پا به دامن کش که چون پروانه هر کس بی طلب
رفت در محفل، ز بی قدری به خاکستر نشست ۱۱

نیست صائب محفل آتش زبانان جای لاف
هر که بال و پر گشود اینجا، به خاکستر نشست ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۲۲۰ - عشق بالا دست بر خاک از وجود ما نشست
گوهر بعدی:غزل ۱۲۲۲ - وقت آن کس خوش که با مینای می خرم نشست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.