هوش مصنوعی: این شعر به مفاهیمی مانند گذرایی زندگی، ناچیزی انسان در برابر عظمت هستی، عشق و زیبایی، و جستجوی معنا در زندگی می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه و استعاره‌های عمیق، احساسات و تفکرات خود را درباره‌ی هستی و جایگاه انسان در آن بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.

غزل ۱۲۸۷ - درگذر زین خاکدان، گرد سپاهی بیش نیست

درگذر زین خاکدان، گرد سپاهی بیش نیست
برشکن افلاک را، طرف کلاهی بیش نیست ۱

تشنه چشم افتاده است آیینه اسکندری
ورنه آب زندگانی دل سیاهی بیش نیست ۲

رهنوردان طریق کعبه مقصود را
سایه دیوار امکان خوابگاهی بیش نیست ۳

گر ز کوه قاف باشد گفتگو سنجیده تر
پیش تمکین خموشی برگ کاهی بیش نیست ۴

گوشه دل از عمارت کرد مستغنی مرا
مطلب صیاد از عالم، پناهی بیش نیست ۵

در دل روشن سراسر می رود یاد بهشت
چشمه خورشید را زرین گیاهی بیش نیست ۶

ما به داغ لاله صلح از لاله رویان کرده ایم
از جهان منظور ما چشم سیاهی بیش نیست ۷

طی نمی گردد به شبگیر حیات جاودان
گرچه زلف او به ظاهر کوچه راهی بیش نیست ۸

در غریبی می نماید خویش را حسن غریب
قسمت یوسف ز کنعان قعر چاهی بیش نیست ۹

چون قلم هر چند دست از ماست، بر لوح وجود
حاصل ما از تردد مد آهی بیش نیست ۱۰

با هزاران چشم روشن، چرخ نشناسد مرا
بهره مجمر ز عنبر دود آهی بیش نیست ۱۱

حاصل پرواز ما چون چشم ازین چرخ خسیس
به همه روشن روانی برگ کاهی بیش نیست ۱۲

چون تواند ماه پیش عارض او شد سفید؟
آفتاب اینجا چراغ صبحگاهی بیش نیست ۱۳

می رسد صائب به زهرآلوده، آن هم گاه گاه
روزی ما گر چه از خوبان نگاهی بیش نیست ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۲۸۶ - آسمان در چشم ما دود و بخاری بیش نیست
گوهر بعدی:غزل ۱۲۸۸ - آسمان سفله بی برگ و نوایی بیش نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.