هوش مصنوعی:
این شعر به بیان ناتوانیها و شکستهای انسان در برابر گذر زمان و غفلت از فرصتهای زندگی میپردازد. شاعر از پیری، بیعملی، ندامت و از دست دادن فرصتها سخن میگوید و تأکید میکند که بیتوجهی به زمان، نتیجهای جز حسرت ندارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی و اخلاقی موجود در شعر، مانند پیری، ندامت و گذر زمان، برای درک بهتر نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و صنایع ادبی پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۳۳۶ - قامتت خم گشت و پشتت بار طاعت برنداشت
قامتت خم گشت و پشتت بار طاعت برنداشت
چهره بی شرمیت رنگ خجالت برنداشت ۱
شد بناگوشت سفید و بخت خواب آلود تو
در چنین صبحی سر از بالین غفلت برنداشت ۲
پایت از رفتار ماند و پایی ننهادی به راه
ریخت دندان و لبت زخم ندامت برنداشت ۳
با وجود رعشه پیری، کف لرزان تو
از گریبان تعلق دست رغبت برنداشت ۴
هر که در فصل بهاران دانه اشکی نریخت
وقت خرمن خوشه ای جز آه حسرت برنداشت ۵
در چنین هنگامه ای صائب دل بی شرم تو
پشت بیدردی ز دیوار فراغت برنداشت ۶
چهره بی شرمیت رنگ خجالت برنداشت ۱
شد بناگوشت سفید و بخت خواب آلود تو
در چنین صبحی سر از بالین غفلت برنداشت ۲
پایت از رفتار ماند و پایی ننهادی به راه
ریخت دندان و لبت زخم ندامت برنداشت ۳
با وجود رعشه پیری، کف لرزان تو
از گریبان تعلق دست رغبت برنداشت ۴
هر که در فصل بهاران دانه اشکی نریخت
وقت خرمن خوشه ای جز آه حسرت برنداشت ۵
در چنین هنگامه ای صائب دل بی شرم تو
پشت بیدردی ز دیوار فراغت برنداشت ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۲۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۳۵ - پاس یک بیدار دل گردون بد گوهر نداشت
گوهر بعدی:غزل ۱۳۳۷ - طفل بازیگوش ما زین خاکدان دل برنداشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.