هوش مصنوعی: این متن شعری است که از عشق، رنج‌های عاشقانه، ناامیدی و مقاومت در برابر سختی‌ها سخن می‌گوید. شاعر از دشواری‌های عشق، بی‌وفایی معشوق و ناکامی‌های خود می‌نالد، اما در عین حال بر عزت نفس و پایداری تأکید دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاطفی عمیق و گاهی پیچیده است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

غزل ۱۳۳۸ - جان و دل را رایگان آن دشمن جان برنداشت

جان و دل را رایگان آن دشمن جان برنداشت
دین و ایمان را به هیچ آن نامسلمان برنداشت ۱

در رسایی حلقه های زلف کوتاهی نداشت
گردن آزاده ما طوق احسان برنداشت ۲

زان لب شیرین ندادن داد ما انصاف نیست
خواهش ما از جگر هر چند دندان برنداشت ۳

گر چه خوردم غوطه ها چون لاله در خون جگر
نقطه بخت سیه دستم ز دامان برنداشت ۴

قدر خاموشی چه داند، هر که از تیغ زبان
چون دهان در هر سخن زخم نمایان برنداشت ۵

دست بیداد فلک را عجز ما کوتاه کرد
گوی ما از سر به راهی زخم چوگان برنداشت ۶

از لباس مشکفام کعبه خونگرمی ندید
هر که زخمی چند از خار مغیلان برنداشت ۷

از شکر هرگز نخواهد ناز معشوقی کشید
مور مغروری که یک حرف از سلیمان برنداشت ۸

در غبار انگیختن چندان که خط بیداد کرد
خال کافر چشم ازان لبهای خندان برنداشت ۹

دل ز خوش قطره های اشک، صائب چاک شد
منت باد صبا این نار خندان برنداشت ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۳۳۷ - طفل بازیگوش ما زین خاکدان دل برنداشت
گوهر بعدی:غزل ۱۳۳۹ - یاد ایامم که در تن جان ما منزل نداشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.