هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، به موضوعاتی مانند عشق، تسلیم، قربانی، و جاودانگی میپردازد. شاعر از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و اینکه معشوق با نگاهی میتواند او را بکشد، اما از رنجاندن او خودداری میکند. همچنین، مفاهیمی مانند فنا، قربانی شدن، و رسیدن به جاودانگی در شعر مطرح شدهاند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و استعارهها مانند 'تیغ' و 'قربانی' ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.
غزل ۱۳۴۳ - زان کمان ابرو سر تسلیم پیچاندن نداشت
زان کمان ابرو سر تسلیم پیچاندن نداشت
رو به مرگ از قبله آن تیغ گرداندن نداشت ۱
از نگاهی بود ممکن کشتن ما عاجزان
دست و تیغ نازنین خویش رنجاندن نداشت ۲
قابل فتراک اگر صید ضعیف ما نبود
از ازل ای شاهباز حسن گیراندن نداشت ۳
چشم قربانی نمی دارد نگاه بی ادب
از من حیران عذار خویش پوشاندن نداشت ۴
دور باش از خویشتن دارد سپند بی قرار
از حریم وصل این بیتاب را راندن نداشت ۵
بر گهر گرد یتیمی آبروی عزت است
از حریم وصل این بی تاب را راندن نداشت ۶
بر گهر گرد یتیمی آبروی عزت است
از غبار هستی ما دامن افشاندن نداشت ۷
خون قربان گشتگان را دست دامنگیر نیست
از سر خاک شهیدان راه گرداندن نداشت ۸
قاصدان را یک قلم نومید کردن خوب نیست
نامه ما پاره کردن داشت گر خواندن نداشت ۹
زیر تیغ او که یک جان را دهد صد جان عوض
نقد جان خویش را صائب نیفشاندن نداشت ۱۰
چون به عمر جاودان صائب تسلی گشت خضر؟
داشت سیری عالم امکان ولی ماندن نداشت ۱۱
رو به مرگ از قبله آن تیغ گرداندن نداشت ۱
از نگاهی بود ممکن کشتن ما عاجزان
دست و تیغ نازنین خویش رنجاندن نداشت ۲
قابل فتراک اگر صید ضعیف ما نبود
از ازل ای شاهباز حسن گیراندن نداشت ۳
چشم قربانی نمی دارد نگاه بی ادب
از من حیران عذار خویش پوشاندن نداشت ۴
دور باش از خویشتن دارد سپند بی قرار
از حریم وصل این بیتاب را راندن نداشت ۵
بر گهر گرد یتیمی آبروی عزت است
از حریم وصل این بی تاب را راندن نداشت ۶
بر گهر گرد یتیمی آبروی عزت است
از غبار هستی ما دامن افشاندن نداشت ۷
خون قربان گشتگان را دست دامنگیر نیست
از سر خاک شهیدان راه گرداندن نداشت ۸
قاصدان را یک قلم نومید کردن خوب نیست
نامه ما پاره کردن داشت گر خواندن نداشت ۹
زیر تیغ او که یک جان را دهد صد جان عوض
نقد جان خویش را صائب نیفشاندن نداشت ۱۰
چون به عمر جاودان صائب تسلی گشت خضر؟
داشت سیری عالم امکان ولی ماندن نداشت ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۲۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۴۲ - تا دل آزاده برگ عیش در دامن نداشت
گوهر بعدی:غزل ۱۳۴۴ - ای ستمگر از نگاه دور رنجیدن نداشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.