هوش مصنوعی: این متن شعری است که از مضامینی مانند عشق، رنج، آزادی، فقر، وطن‌پرستی و عرفان استفاده می‌کند. شاعر با تصاویر زیبا و استعاره‌های عمیق، احساسات خود را درباره زندگی، عشق و رنج‌های بشری بیان می‌کند. در برخی ابیات، اشاره‌هایی به مفاهیم عرفانی و فلسفی نیز دیده می‌شود.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین برخی از ابیات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده یا سنگین باشد.

غزل ۱۳۴۲ - تا دل آزاده برگ عیش در دامن نداشت

تا دل آزاده برگ عیش در دامن نداشت
رعشه باد خزان، دستی بر این گلشن نداشت ۱

خار صحرا زیر پایش بستر سنجاب بود
در بساط خویش تا مجنون ما سوزن نداشت ۲

در غریبی از لباس سلطنت شد کامیاب
در وطن هر کس چو ماه مصر پیراهن نداشت ۳

خاکساری ها به فریاد غبار ما رسید
ورنه دست کوته ما بخت آن دامن نداشت ۴

می دهد کیفیت می، جلوه خون حلال
از سر خاک شهیدان سر گران رفتن نداشت ۵

حسن بیباک تو مغرورست، ورنه هیچگاه
پرتو خورشید ننگ از دیده روزن نداشت ۶

روح را داغ عزیزان نعل در آتش نهاد
ورنه تا صد سال آهنگ سفر از تن نداشت ۷

روح را داغ عزیزان نعل در آتش نهاد
ورنه تا صد سال آهنگ سفر از تن نداشت ۸

بود بی می مست دل دایم درون سینه ام
گوهر شب تاب هرگز حاجت روغن نداشت ۹

چهره عیب نهان خویش را صائب ندید
هر که از زانوی خود آیینه روشن نداشت ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۳۴۱ - حاصلی غیر از تهیدستی دل روشن نداشت
گوهر بعدی:غزل ۱۳۴۳ - زان کمان ابرو سر تسلیم پیچاندن نداشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.