هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر شاعرانه و استعاره‌های زیبا، به موضوعاتی مانند عشق، هجران، حیرت و گذر زمان می‌پردازد. شاعر از طبیعت و عناصری مانند گل، بلبل، صحرا و دریا برای بیان احساسات عمیق انسانی استفاده می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۱۳۴۷ - در بهار نوجوانی هر که از صهبا گذشت

در بهار نوجوانی هر که از صهبا گذشت
بی توقف می تواند از سر دنیا گذشت ۱

مرکز پرگار حیرانی است چشم آهوان
تا کدامین لیلی خوش چشم ازین صحرا گذشت ۲

گل ز خجلت شد گلاب و بلبل از غیرت کباب
تا ز طرف گلستان آن آتشین سیما گذشت ۳

خوبه هجران کرده را ظرف شراب وصل نیست
خشک لب می بایدم چون کشتی از دریا گذشت ۴

خار صحرای ملامت موی آتش دیده است
تا کدامین گرمرو زین دامن صحرا گذشت ۵

تا قیامت پشت از دیوار حیرت برنداشت
هر که را از پیش چشم آن قامت رعنا گذشت ۶

به ز خاکستر نباشد سرمه ای آتشین را
از سیه روزان نمی باید به استغنا گذشت ۷

کرد از دل واپسی ما را در آن عالم خلاص
از عزیزان جهان هر کس که پیش از ما گذشت ۸

منت صیقل سیه دلتر کند آیینه را
سیل ما صائب غبارآلود از دریا گذشت ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۳۴۶ - هر که بیخود شد، قدم در آستان دل گذاشت
گوهر بعدی:غزل ۱۳۴۸ - همت مردانه ما از می حمرا گذشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.