خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که از عشق و دلباختگی سخن میگوید. شاعر از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر خود میگوید و از رنجها و حیرتهای عشق یاد میکند. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند فداکاری، صبر و رنج در راه عشق دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از اشارات و استعارههای بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارند.
غزل ۱۳۵۹ - عمر من در سایه آن قامت دلجو گذشت
عمر من در سایه آن قامت دلجو گذشت
از چنان حیرت فرا سروی چسان این جو گذشت؟ ۱
محمل لیلی سبکسیرست، ورنه بارها
چشم مجنون در دویدن از رم آهو گذشت ۲
همچنان بیگانه از دین است چشم کافرش
گر چه عمش جمله در محراب آن ابرو گذشت ۳
زهره شیران شود از دیدن همچشم آب
یارب از نظاره لیلی چه بر آهو گذشت ۴
از نگه می شد غبارآلود آب گوهرش
از غبار خط چه یارب بر عقیق او گذشت ۵
بر بیاض عارض او از غبار خط نرفت
آنچه بر روز من از زلف سیاه او گذشت ۶
از سیاهی ره برون بی خضر بردن مشکل است
سرمه خونها خورد تا زان نرگس جادو گذشت ۷
بر دم صد تیغ عریان پا نهادن مشکل است
تند نتواند نگاه از چین آن ابرو گذشت ۸
دیده روشن نمی ماند درین بستانسرا
دید تا خورشید را شبنم ز رنگ و بو گذشت ۹
دست از آب زندگی نتوان به خاک تیره شست
وای بر آن کس که بهر نان ز آب رو گذشت ۱۰
ترک خودبینی نمی آید ز هر ناشسته روی
سرو نتوانست با آزادگی زین جو گذشت ۱۱
در دل او ره ندارد، ورنه صائب بارها
تیر آه من ز سنگ از قوت بازو گذشت ۱۲
از چنان حیرت فرا سروی چسان این جو گذشت؟ ۱
محمل لیلی سبکسیرست، ورنه بارها
چشم مجنون در دویدن از رم آهو گذشت ۲
همچنان بیگانه از دین است چشم کافرش
گر چه عمش جمله در محراب آن ابرو گذشت ۳
زهره شیران شود از دیدن همچشم آب
یارب از نظاره لیلی چه بر آهو گذشت ۴
از نگه می شد غبارآلود آب گوهرش
از غبار خط چه یارب بر عقیق او گذشت ۵
بر بیاض عارض او از غبار خط نرفت
آنچه بر روز من از زلف سیاه او گذشت ۶
از سیاهی ره برون بی خضر بردن مشکل است
سرمه خونها خورد تا زان نرگس جادو گذشت ۷
بر دم صد تیغ عریان پا نهادن مشکل است
تند نتواند نگاه از چین آن ابرو گذشت ۸
دیده روشن نمی ماند درین بستانسرا
دید تا خورشید را شبنم ز رنگ و بو گذشت ۹
دست از آب زندگی نتوان به خاک تیره شست
وای بر آن کس که بهر نان ز آب رو گذشت ۱۰
ترک خودبینی نمی آید ز هر ناشسته روی
سرو نتوانست با آزادگی زین جو گذشت ۱۱
در دل او ره ندارد، ورنه صائب بارها
تیر آه من ز سنگ از قوت بازو گذشت ۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۵۸ - از سر خاک شهیدان یار خوش سنگین گذشت
گوهر بعدی:غزل ۱۳۶۰ - مد عمر من چو نی در ناله و زاری گذشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.