هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به موضوعات مختلفی از جمله زندگی، مرگ، عدالت، صبر، تلاش و استفاده از فرصتها میپردازد. شاعر از طریق تصاویر و استعارههای زیبا، مفاهیم عمیق فلسفی و اخلاقی را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند مرگ و ظلم ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۱۳۸۶ - حیف خود با آه گرم از آسمان باید گرفت
حیف خود با آه گرم از آسمان باید گرفت
آتشی تا هست زور این کمان باید گرفت ۱
از سخن بسیار گفتن، می شود کوته حیات
توسن عمر سبکرو را عنان باید گرفت ۲
آبهای تیره روشن می شود ز استادگی
گوشه ای تا ممکن است از مردمان باید گرفت ۳
طفل بدخو را نمی سازد ترشرویی خموش
تلخ گویان را به شیرینی دهان باید گرفت ۴
گر چه دامان وسایل پرده بیگانگی است
دامن شب به زاری و فغان باید گرفت ۵
مرگ تلخ از زندگی خوشتر بود در کشوری
کز دهان سگ هما را استخوان باید گرفت ۶
تا به زردی آفتاب عمر ننهاده است روی
داد خود از باده چون ارغوان باید گرفت ۷
ساغر لبریز می ریزد ز دست رعشه دار
در جوانی ها تمتع از جهان باید گرفت ۸
پرده دام است خاک نرم این بستانسرا
بر سر شاخ بلندی آشیان باید گرفت ۹
ظلم باشد در تماشا خرج کردن عمر را
تا نظر بازست عبرت از جهان باید گرفت ۱۰
صید فربه بی گداز تن نمی آید به دست
مشق پیچ و تاب ازان موی میان باید گرفت ۱۱
حفظ زر را نیست تدبیری به از بذل زکات
خون گلها را ز منع باغبان باید گرفت ۱۲
دولت جاوید اگر صائب تمنا می کنی
ملک معنی را به شمشیر زبان باید گرفت ۱۳
آتشی تا هست زور این کمان باید گرفت ۱
از سخن بسیار گفتن، می شود کوته حیات
توسن عمر سبکرو را عنان باید گرفت ۲
آبهای تیره روشن می شود ز استادگی
گوشه ای تا ممکن است از مردمان باید گرفت ۳
طفل بدخو را نمی سازد ترشرویی خموش
تلخ گویان را به شیرینی دهان باید گرفت ۴
گر چه دامان وسایل پرده بیگانگی است
دامن شب به زاری و فغان باید گرفت ۵
مرگ تلخ از زندگی خوشتر بود در کشوری
کز دهان سگ هما را استخوان باید گرفت ۶
تا به زردی آفتاب عمر ننهاده است روی
داد خود از باده چون ارغوان باید گرفت ۷
ساغر لبریز می ریزد ز دست رعشه دار
در جوانی ها تمتع از جهان باید گرفت ۸
پرده دام است خاک نرم این بستانسرا
بر سر شاخ بلندی آشیان باید گرفت ۹
ظلم باشد در تماشا خرج کردن عمر را
تا نظر بازست عبرت از جهان باید گرفت ۱۰
صید فربه بی گداز تن نمی آید به دست
مشق پیچ و تاب ازان موی میان باید گرفت ۱۱
حفظ زر را نیست تدبیری به از بذل زکات
خون گلها را ز منع باغبان باید گرفت ۱۲
دولت جاوید اگر صائب تمنا می کنی
ملک معنی را به شمشیر زبان باید گرفت ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۳۰۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۸۵ - مردم هموار را از خاک برباید گرفت
گوهر بعدی:غزل ۱۳۸۷ - زان دهن انگشتر زنهار می باید گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.