خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از خطرات راه عشق، نیاز به نگاه عمیق به جهان، گذشتن از لذتهای ظاهری، و تشنگی معنوی سخن میگوید. شاعر با استفاده از استعارههایی مانند خورشید، مرغ حرم، و صدف، مفاهیم بلندپروازی، رنج، و آرزو را بیان میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی استعارهها و عبارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۱۴۵۶ - در ره عشق که در هر قدمش صد خطرست
در ره عشق که در هر قدمش صد خطرست
دیده آبله را هر مژه از نیشترست ۱
همچو خورشید به یک چشم ببین عالم را
که سرافراز شدن در گرو این نظرست ۲
تشنه باز آمدن از چشمه حیوان سهل است
از قدح با لب مخمور گذشتن هنرست ۳
رحم بر بال وپر خویش کن ای مرغ حرم
نامه حسرت ما خونی صد بال و پرست ۴
چون صدف کاسه دریوزه به نیسان نبریم
جگر تفته ما تشنه آب گهرست ۵
دیده آبله را هر مژه از نیشترست ۱
همچو خورشید به یک چشم ببین عالم را
که سرافراز شدن در گرو این نظرست ۲
تشنه باز آمدن از چشمه حیوان سهل است
از قدح با لب مخمور گذشتن هنرست ۳
رحم بر بال وپر خویش کن ای مرغ حرم
نامه حسرت ما خونی صد بال و پرست ۴
چون صدف کاسه دریوزه به نیسان نبریم
جگر تفته ما تشنه آب گهرست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۵۵ - خط شبرنگ کز او حسن بتان از خطرست
گوهر بعدی:غزل ۱۴۵۷ - لاله رویی که ازو خار مرا در جگرست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.