هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی به موضوعاتی مانند گذر زمان، بی‌ثباتی دنیا، ارزش اعمال نیک، انتقاد از دنیاپرستی، و دردهای انسانی می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویر شعری مانند فصل‌ها، افلاک، و طبیعت، مفاهیم عمیق فلسفی و اخلاقی را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق فلسفی و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از ابیات نیاز به تفسیر دارند که برای سنین بالاتر مناسب‌تر است.

غزل ۱۴۷۹ - در بهاران سر مرغی که به زیر بال است

در بهاران سر مرغی که به زیر بال است
از دم سرد خزان ایمن و فارغبال است ۱

هر چه اندوخته ای از تو جدا می گردد
آنچه هرگز نشود از تو جدا، اعمال است ۲

چه کنی دعوی تجرید، که درویشان را
چشم بر حسن مآل است و ترا بر مال است ۳

همه از گردش افلاک شکایت داریم
پایکی خرمن ما گر چه ازین غربال است ۴

می خراشد جگر سنگ، فغان جرسش
یارب این قافله را چشم که در دنبال است؟ ۵

شکوه هایی که گره گشته مرا در دل تنگ
تب گرمی است که موقوف به یک تبخال است ۶

به سیاهی شده ای ملتفت از آب حیات
ای که از حسن ترا چشم به خط و خال است ۷

ایمن از دیده شورست جمالی که تراست
کز لطافت گل رخسار تو بی تمثال است ۸

سرو بالای ترا پایه بلند افتاده است
ساق سیمین ترا هاله مه خلخال است ۹

نیست ممکن نکند رحم به دردی که مراست
دل بیدرد تو هر چند که فارغبال است ۱۰

نیست از عیب خود آگاه، خودآرا صائب
چشم طاوس ز کوته نظری بر بال است ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۴۷۸ - عشق را از دل سودازده ما ننگ است
گوهر بعدی:غزل ۱۴۸۰ - سبزی نه فلک از چشم گهربار دل است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.