هوش مصنوعی: این شعر عرفانی از صائب تبریزی به بیان مفاهیم عمیق عشق، دل، رنج‌های عاشقانه و جستجوی معنوی می‌پردازد. شاعر با استفاده از استعاره‌های زیبا مانند «دل»، «یوسف»، «زلیخا» و «شمع» حالات مختلف عشق و اشتیاق را توصیف می‌کند. متن پر از تصاویر شاعرانه است که احساسات پیچیده انسانی را به تصویر می‌کشد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. درک این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی و مفاهیم عرفانی دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد قابل درک است.

غزل ۱۴۸۰ - سبزی نه فلک از چشم گهربار دل است

سبزی نه فلک از چشم گهربار دل است
آب این مزرعه از دیده بیدار دل است ۱

یوسفی را که ندیده است زلیخا در خواب
یکی از جلوه گران سر بازار دل است ۲

نفس سرد، نسیم جگر سوخته است
داغ جانسوز، چراغ سر بیمار دل است ۳

آب حیوان که سکندر ز تمنایش سوخت
شبنم سوخته گلشن بی خار دل است ۴

از خموشی لب اظهار به هم چسبیدن
حجت ناطق شیرینی گفتار دل است ۵

بی ملامت نشود آینه دل روشن
زخم شمشیر زبان صیقل زنگار دل است ۶

بی قدم گرد سراپای جهان گردیدن
کار هر بی سر و پایی نبود، کار دل است ۷

بحر در ساغر گرداب نگنجد هرگز
گوش افلاک کجا در خور اسرار دل است؟ ۸

نقطه از گردش پرگار خبر می بخشد
چشم حیرت زدگان شاهد رفتار دل است ۹

پرتو شمع محال است به روزن نرسد
بینش چشم من از دیده بیدار دل است ۱۰

غنچه تا کرد دهن باز، در آتش افتاد
نفس خوش نزند هر که گرفتار دل است ۱۱

ما به امید خطر بادیه پیما شده ایم
آه اگر نشکند این شیشه که در بار دل است ۱۲

صائب این ناله زاری که صنوبر دارد
از نسیم سحری نیست، که از بار دل است ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۴۷۹ - در بهاران سر مرغی که به زیر بال است
گوهر بعدی:غزل ۱۴۸۱ - آنچنان بلبل من واله و حیران گل است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.