هوش مصنوعی: این شعر عرفانی از صائب تبریزی بیانگر مفاهیمی مانند عشق، وحدت، سفر درونی و رنج‌های روحی است. شاعر از زبان نمادین و تصاویر شاعرانه برای انتقال احساسات عمیق خود استفاده می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به رنج و اندوه نیاز به بلوغ فکری دارد.

غزل ۱۴۹۶ - لب خاموش نمودار دل پر سخن است

لب خاموش نمودار دل پر سخن است
جبهه بی گره آیینه خلق حسن است ۱

چون خدنگی که کند دست در آغوش کمان
به میان رفتن من بهر کنار آمدن است ۲

وادی عشق نگردد به گرانجانی قطع
قدم اول این راه سفر در وطن است ۳

مانع وحدت عارف نشود کثرت خلق
بیشتر خلوت این طایفه در انجمن است ۴

باده در ساغر من خون جگر می گردد
خاک پیمانه من از گل بیت الحزن است ۵

سرمه از فیض سفر مایه بینش گردید
صیقل تیرگی بخت جلای وطن است ۶

لب افسوس مرا زخم پشیمانی نیست
دست بر هم زدن من مژه بر هم زدن است ۷

پنبه از گوش برون کن که بناگوش سفید
دم صبحی است که صبح دوم آن کفن است ۸

جز خراش جگر و چهره خونین صائب
دیگر از نام چه در دست عقیق یمن است؟ ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۴۹۵ - صدف بحر بقا سینه درویشان است
گوهر بعدی:غزل ۱۴۹۷ - کلک من شعله برجسته این نه لگن است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.