هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساسات عمیق شاعر از درد و رنج درونی است. او از طبیعت به عنوان نمادی از حالات خود استفاده میکند، مانند ابر بهار که گریه میکند و خزان که چهرهای زرد دارد. شاعر از تنهایی و جدایی از خود سخن میگوید و تنها چیزی که از او باقی مانده، گردی است در این عرصه.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها جذاب نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد درونی و جدایی از خود نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۴۹۹ - گریه ابر بهار از دل پر درد من است
گریه ابر بهار از دل پر درد من است
چهره زرد خزان از نفس سرد من است ۱
به چه تقریب مه از هاله حصاری شده است؟
گر نه شرمنده ز حسن مه شبگرد من است ۲
غوطه در چشمه شمشیر زدن آسان نیست
جای رحم است بر آن کس که هماورد من است ۳
پسته پوچ محال است که خندان گردد
سینه چاک گواه دل پر درد من است ۴
سالها شد که برون رفته ام از خود صائب
آنچه مانده است درین عرصه به جا، گرد من است ۵
چهره زرد خزان از نفس سرد من است ۱
به چه تقریب مه از هاله حصاری شده است؟
گر نه شرمنده ز حسن مه شبگرد من است ۲
غوطه در چشمه شمشیر زدن آسان نیست
جای رحم است بر آن کس که هماورد من است ۳
پسته پوچ محال است که خندان گردد
سینه چاک گواه دل پر درد من است ۴
سالها شد که برون رفته ام از خود صائب
آنچه مانده است درین عرصه به جا، گرد من است ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۹۸ - شور شیرین سخنان در به هم آمیختن است
گوهر بعدی:غزل ۱۵۰۰ - این چه لطف است که با یار وفادار من است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.