خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به مفاهیم عشق، عقل، غم، و رابطهی انسان با جهان میپردازد. از طریق تصاویر شعری مانند عقل به عنوان درخت نخلی خزاندیده و عشق به عنوان سروی همیشه سبز، متن به بررسی تضادها و پیچیدگیهای زندگی و احساسات انسانی میپردازد. همچنین، تأکید بر اهمیت سکوت، پاکی دل، و دوری از حرص و طمع وجود دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند غم و عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا سنگین باشد.
غزل ۱۵۰۹ - عقل نخلی است خزان دیده که ماتم با اوست
عقل نخلی است خزان دیده که ماتم با اوست
عشق سروی است که سرسبزی عالم با اوست ۱
هر که در معرکه با جوهر ذاتی چون تیغ
روزگارش به خموشی گذرد، دم با اوست ۲
عاصیی را که سروکار به دوزخ باشد
در بهشت است، اگر دیده پر نم با اوست ۳
دل سودازده را وصل نیاورد به حال
چه کند عید به آن کس که محرم با اوست؟ ۴
دل هر کس که در آن زلف پریشان آویخت
می توان گفت که سررشته عالم با اوست ۵
هر که زد مهر خموشی به لب چون و چرا
گر چه مورست درین دایره خاتم با اوست ۶
نمک عشق به بی درد رام است حرام
جای رحم است بر آن زخم که مرهم با اوست ۷
با غم عشق غم عالم فانی هیچ است
غم عالم نخورد هر که همین غم با اوست ۸
هر که چون سوزن عریان مژه بر هم نزند
می توان یافت که سررشته عالم با اوست ۹
صیقل آینه حسن بود دیده پاک
روی گل تازه ازان است که شبنم با اوست ۱۰
هر که صائب ز بد خویش پشیمان نشود
تخم دیوست اگر صورت آدم با اوست ۱۱
هر که صائب نکشد در دل خود آتش حرص
گر چه در باغ بهشت است جهنم با اوست ۱۲
عشق سروی است که سرسبزی عالم با اوست ۱
هر که در معرکه با جوهر ذاتی چون تیغ
روزگارش به خموشی گذرد، دم با اوست ۲
عاصیی را که سروکار به دوزخ باشد
در بهشت است، اگر دیده پر نم با اوست ۳
دل سودازده را وصل نیاورد به حال
چه کند عید به آن کس که محرم با اوست؟ ۴
دل هر کس که در آن زلف پریشان آویخت
می توان گفت که سررشته عالم با اوست ۵
هر که زد مهر خموشی به لب چون و چرا
گر چه مورست درین دایره خاتم با اوست ۶
نمک عشق به بی درد رام است حرام
جای رحم است بر آن زخم که مرهم با اوست ۷
با غم عشق غم عالم فانی هیچ است
غم عالم نخورد هر که همین غم با اوست ۸
هر که چون سوزن عریان مژه بر هم نزند
می توان یافت که سررشته عالم با اوست ۹
صیقل آینه حسن بود دیده پاک
روی گل تازه ازان است که شبنم با اوست ۱۰
هر که صائب ز بد خویش پشیمان نشود
تخم دیوست اگر صورت آدم با اوست ۱۱
هر که صائب نکشد در دل خود آتش حرص
گر چه در باغ بهشت است جهنم با اوست ۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۰۸ - تا جنون انجمن افروز دل خونین است
گوهر بعدی:غزل ۱۵۱۰ - چشم بیدار چراغی است که در منزل اوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.