خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این شعر عرفانی و عاشقانه از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر و استعارههای غنی، به موضوعاتی مانند عشق الهی، رنجهای بشری، و جستجوی معنا در زندگی میپردازد. شاعر از عناصری مانند خانه، دل، چراغ، و بادیه برای بیان احساسات عمیق و ارتباط با معشوق ازلی استفاده میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر نیاز به درک و تجربهی زندگی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود. همچنین، برخی از استعارهها و اشارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۱۵۱۱ - چشم پر خون، صدف گوهر یکدانه اوست
چشم پر خون، صدف گوهر یکدانه اوست
دل هر کس که شود زیر و زبر خانه اوست ۱
لیلی وحشی ما را نبود خلوت خاص
روز هر کس که سیه گشت، سیه خانه اوست ۲
هر دل خسته که خون می چکد از فریادش
می توان یافت که ناقوس صنمخانه اوست ۳
بر لب هر که بود مهر خموشی جاوید
بوسه زن از سر اخلاص، که پیمانه اوست ۴
این پریشان سفرانی که درین بادیه اند
همه را روی توجه به در خانه اوست ۵
حرف آن سلسله زلف، مسلسل بادا!
که شب هستی ما زنده به افسانه اوست ۶
آن که سجاده اش از سینه بی کینه ماست
دل صد پاره ما سبحه صد دانه اوست ۷
هر چراغی نکند دیده ما را روشن
ما و آن شمع که نه دایره و پروانه اوست ۸
هیچ کس گرد دل ما نتواند گردید
کاین شکاری است که در پنجه شیرانه اوست ۹
دام او می کند آزاد ز غم ها دل را
سیر چشمی ز دو عالم، اثر دانه اوست ۱۰
این کهن قصر که پشت سر طوفان دیده است
بی قرار از اثر جلوه مستانه اوست ۱۱
چاره دردسر هستی ناقص صائب
گر ز من می شنوی، صندل بتخانه اوست ۱۲
آشنایی که ز من دور نگردد صائب
در خرابات جهان معنی بیگانه اوست ۱۳
دل هر کس که شود زیر و زبر خانه اوست ۱
لیلی وحشی ما را نبود خلوت خاص
روز هر کس که سیه گشت، سیه خانه اوست ۲
هر دل خسته که خون می چکد از فریادش
می توان یافت که ناقوس صنمخانه اوست ۳
بر لب هر که بود مهر خموشی جاوید
بوسه زن از سر اخلاص، که پیمانه اوست ۴
این پریشان سفرانی که درین بادیه اند
همه را روی توجه به در خانه اوست ۵
حرف آن سلسله زلف، مسلسل بادا!
که شب هستی ما زنده به افسانه اوست ۶
آن که سجاده اش از سینه بی کینه ماست
دل صد پاره ما سبحه صد دانه اوست ۷
هر چراغی نکند دیده ما را روشن
ما و آن شمع که نه دایره و پروانه اوست ۸
هیچ کس گرد دل ما نتواند گردید
کاین شکاری است که در پنجه شیرانه اوست ۹
دام او می کند آزاد ز غم ها دل را
سیر چشمی ز دو عالم، اثر دانه اوست ۱۰
این کهن قصر که پشت سر طوفان دیده است
بی قرار از اثر جلوه مستانه اوست ۱۱
چاره دردسر هستی ناقص صائب
گر ز من می شنوی، صندل بتخانه اوست ۱۲
آشنایی که ز من دور نگردد صائب
در خرابات جهان معنی بیگانه اوست ۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۱۰ - چشم بیدار چراغی است که در منزل اوست
گوهر بعدی:غزل ۱۵۱۲ - شوق را شهپر توفیق سبکباری توست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.