هوش مصنوعی: این متن به موضوعاتی مانند عشق، رنج، فقر، هشیاری و رهایی از تکلف می‌پردازد. شاعر از دوزخ اهل نظر سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که عشق راهی پر از فراز و نشیب است، اما اگر فرد از خودخواهی رها شود، همه چیز هموار می‌شود. همچنین، به مفاهیمی مانند فقر، هشیاری، و دوری از تکلف اشاره شده است.
رده سنی: 18+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'خون‌خواری' و 'دوزخ' ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد.

غزل ۱۵۵۸ - دوزخ اهل نظر، پاس نگه داشتن است

دوزخ اهل نظر، پاس نگه داشتن است
چه بهشتی است که معشوقه ما بازاری است!

راه عشق از خودی توست چنین پست و بلند
اگر از خویش برآیی، همه جا همواری است

تا درین دایره ای، خون خور و خاموش نشین
که در آغوش رحم، کار جنین خونخواری است

عافیت می طلبی، پای خم از دست مده
که بلاها همه در زیر سر هشیاری است

نسبت فقر به هر بی سر و پا نتوان کرد
شال پیچیدن این قوم ز بی دستاری است

در کمین است که صیدی نجهد از دامش
غنچه خسبیدن زهاد نه از دینداری است

(کار ما نیست سر زلف سخن شانه زدن
اینقدر هست که یک پرده به از بیکاری است!)

نسبتش با همه جا و همه کس یکسان است
هر که چون صائب از آیین تکلف عاری است

مستی چشم تو در مرتبه هشیاری است
خواب آهونگهان شوختر از بیداری است
کانال گوهرین در ایتا
۶۴۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۵۵۷ - گل اگر پرده نشین است چه جای گله است؟
گوهر بعدی:غزل ۱۵۵۹ - دیدن تازه خطان شاهد بالغ نظری است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.