هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی، شاعر سبک هندی، به توصیف حالات مستی و عاشقانه در فضایی عرفانی و شاعرانه می‌پردازد. در آن از مفاهیمی مانند می‌نوشی، توبه، عشق و عقل گریزی سخن به میان آمده و با تصاویر شاعرانه‌ای مانند دریا، ساحل، گل و باد همراه شده است.
رده سنی: 18+ اشاره به مفاهیمی مانند شراب و مستی و همچنین استفاده از استعاره‌های عاشقانه و عرفانی ممکن است برای مخاطبان زیر 18 سال نامناسب باشد.

غزل ۱۵۷۴ - صبح میخانه نشینان کف دریای می است

صبح میخانه نشینان کف دریای می است
شفق باده کشان چهره حمرای می است ۱

تا سیه مست نگردیم پشیمان نشویم
ساحل توبه ما در دل دریای می است ۲

با دلی چون دل شب، می روم از انجمنی
که گل صبح در او پنبه مینای می است ۳

نیست جز باد به کف ساحل هشیاری را
صدف گوهر مقصد دل دریای می است ۴

چاک در پیرهن یوسف عقل افکندن
چشمه کاری است که در دست زلیخای می است ۵

زر به زر داد هر آن کس می گلرنگ خرید
زردرویی نکشیدن گل سودای می است ۶

چه عجب غنچه تصویر شود شادی مرگ؟
در حریمی که نسیمش دم گیرای می است ۷

برو ای عقل، کله گوشه همت مشکن
کاین قیامی است که بر قامت رعنای می است ۸

چشم صائب ز تماشا قدح خون گردید
این چه رنگ است که با لاله حمرای می است ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۵۷۳ - عقل سدی است درین راه که برداشتنی است
گوهر بعدی:غزل ۱۵۷۵ - سرو را سرکشی از بار ز بی پروایی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.