هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به مفاهیمی مانند وحدت وجود، رهایی از تعلقات دنیوی، و پیوستن به حقیقت والا میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند دریا، سیل، و خورشید، به بیان این اندیشهها پرداخته است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک برخی از استعارهها و اشارات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۵۸۰ - پاک شد دل چو به آن آینه سیما پیوست
پاک شد دل چو به آن آینه سیما پیوست
سیل ناصاف نماند چو به دریا پیوست ۱
می کشد سلسله موج به دریا آخر
وقت دل خوش که به آن زلف چلیپا پیوست ۲
مادر از دامن فرزند نمی دارد دست
طعمه خاک شودهر که به دنیا پیوست ۳
سیل چون پهن شود، خرج زمین می گردد
جای رحم است بر آن دل که به صد جا پیوست ۴
هر که دارد نظر پاک، نماند به زمین
سوزن از دیده روشن به مسیحا پیوست ۵
دورگردست ز افسردگی خویش همان
گر به ظاهر کف بی مغز به دریا پیوست ۶
دست در دامن خورشید زند چون شبنم
هر که صائب به دل و دیده بینا پیوست ۷
سیل ناصاف نماند چو به دریا پیوست ۱
می کشد سلسله موج به دریا آخر
وقت دل خوش که به آن زلف چلیپا پیوست ۲
مادر از دامن فرزند نمی دارد دست
طعمه خاک شودهر که به دنیا پیوست ۳
سیل چون پهن شود، خرج زمین می گردد
جای رحم است بر آن دل که به صد جا پیوست ۴
هر که دارد نظر پاک، نماند به زمین
سوزن از دیده روشن به مسیحا پیوست ۵
دورگردست ز افسردگی خویش همان
گر به ظاهر کف بی مغز به دریا پیوست ۶
دست در دامن خورشید زند چون شبنم
هر که صائب به دل و دیده بینا پیوست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۱۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۷۹ - غوطه در خون زند آن چشم که دیدن دانست
گوهر بعدی:غزل ۱۵۸۱ - عشق را با دل صد پاره من کاری هست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.