هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و پر از استعاره‌های عمیق است که به مفاهیمی مانند عشق، رنج، معرفت و تجربه‌های روحانی می‌پردازد. شاعر از تصاویری مانند خون، دندان، انار، زنجیر و شمشیر برای بیان احساسات و تجربیات درونی استفاده کرده است. این شعر به دنبال انتقال مفاهیم پیچیده عرفانی و فلسفی با زبانی نمادین است.
رده سنی: 18+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات نمادین دارد. همچنین، برخی از تصاویر به کار رفته (مانند خون، شمشیر و رنج) ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب یا سنگین باشد.

غزل ۱۵۷۹ - غوطه در خون زند آن چشم که دیدن دانست

غوطه در خون زند آن چشم که دیدن دانست
رزق دندان شود آن لب که مکیدن دانست ۱

پوست بر پیکر خود چاک زند همچو انار
خون هر سوخته جانی که چکیدن دانست ۲

سایه سنبل فردوس بر او زنجیرست
دست هر کس که سر زلف کشیدن دانست ۳

لب کوثر به مذاقش دم شمشیر بود
می پرستی که لب جام مکیدن دانست ۴

نگشاید دلش از سیر خیابان بهشت
هر که در کوچه آن زلف دویدن دانست ۵

نتوان داشت به زنجیر ز مژگان او را
طفل اشکی که به رخسار دویدن دانست ۶

به پر کاه نگیرد سخن ناصح را
چون شرر دیده هر کس که پریدن دانست ۷

گو به زهر آب دهد تیغ زبان را دشمن
گوش ما چاشنی تلخ شنیدن دانست ۸

چون نشوید دهن از چاشنی شیر به خون؟
طفل ما لذت انگشت مکیدن دانست ۹

پرتو شمع تو تا پرده فانوس شکافت
صبح محشر روش جامه درین دانست ۱۰

غور کن در سخن صائب و کیفیت بین
نتوان نشأه می را به چشیدن دانست ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۵۷۸ - ما نه آنیم که ما را به زبان باید جست
گوهر بعدی:غزل ۱۵۸۰ - پاک شد دل چو به آن آینه سیما پیوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.